عمر دزه ایی خواننده ی ساختار شکن / به اندازه حسن زیرک در ترانه های رمانتیک افراط نکرده ام

شخصیت نگار- هومر دزه‌ای (به کردی: هۆمه‌ر دزه‌یی) (۱۹۳۶ در اربیل) خواننده و دانش آموخته علوم سیاسی است وی بیش از ۵۰ سال از عمر خود را در خارج از عراق سپری کرده و با بخش کردیِ رادیو صدای آمریکا به مدت 5 سال همکاری داشته است. عمر دزه‌ای از سال ۲۰۰۶ تا ٢٠١۴ مشاور رئیس‌جمهور عراق، جلال طالبانی است.

شخصیت نگار- هومر دزه‌ای (به کردی: هۆمه‌ر دزه‌یی) (۱۹۳۶ در اربیل) خواننده و دانش آموخته علوم سیاسی است وی بیش از ۵۰ سال از عمر خود را در خارج از عراق سپری کرده و با بخش کردیِ رادیو صدای آمریکا به مدت 5 سال همکاری داشته است. عمر دزه‌ای از سال ۲۰۰۶ تا ٢٠١۴ مشاور رئیس‌جمهور عراق، جلال طالبانی است.

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان؛ هنرمند عمر دزه‌ ایی دائماً بین اقلیم کردستان و آمریکا و اروپا در حال جابجایی است و بیش از 50 سال عمرش را در اروپا و آمریکا گذرانده است. او که 84 سال عمر دارد، هنوز می گوید که: "من جوانم" و کلمات به کار رفته در آهنگهایش، کلماتی "تر و تازه" هستند...

عمر دزه ایی  هر بار یک یا دو ترانه می خواند و دوباره از میان اذهان غیب می شود وی در این خصوص می گوید خوانندگی شغل من نیست، چیزی هم که شما به آن اشاره کردید به خواست و اراده خودم نبوده است، بسیار علاقه مند بودم که شغل اصلی ام خوانندگی باشد. از اوایل زندگی ام دوست داشتم در رشته موسیقی تحصیل کنم، اما به دلیل آداب و رسوم و محدودیت های اجتماعی آن دوران در این امر موفق نشدم و به من اجازه ندادند که خوانندگی را چون شغل خودم برگزینم. بالاجبار مرا به ترکیه فرستادند تا در رشته پزشکی تحصیل کنم، دو سال در آنکارا درس خواندم و چون به تحصیل در رشته پزشکی علاقه ای نداشتم، پزشکی را رها کردم و به وین رفتم و آنجا در رشته علوم سیاسی به تحصیل پرداختم. به همین دلیل شما می بینید که گهگاه و تنها در مراسماتی چون نوروز و ... ترانه ای خوانده ام و ضبط شده است. اکنون می خواهم چیزی را که در جوانی از دست دادم، در پیری بازیابم. به قولی سر پیری و معرکه گیری! "چیزی را که در جوانی از دست دادم در پیری بازیابم".

دزه ایی در باره اولین ترامه ی که اجرا کرده می گوید اولین ترانه ای که در حضور مردم و با میکروفون اجرا کردم در سال 1946 و در اربیل بود. در مدراس مشهور بودم، اما در سال 1954 در بخش کردی رادیو بغداد که آن زمان در کلاس پنجم ابتدایی بودم، یکی از گویندگان صدای بغداد مرا می شناخت، به من گفت چرا نمی آیی باهم ترانه ای اجرا کنیم. من هم از برادر بزرگم اجازه گرفتم و او گفت: ترانه بخوان اما به شرطی که پول نگیری و اسم کاملت را هم نیاوری تا آبرویمان نرود. پس از آنکه در سال 1955 به خارج رفتم، خواستم موسیقی بخوانم، اما به من گفتند که اگر چنین کاری بکنم حمایت های مالی من را قطع خواهند کرد و دیگر حق ندارم که با آنها ارتباطی داشته باشم. من نیز توانایی ادامه نداشتم و به همین دلیل منصرف شدم و گهگاه و به ویژه در ایام نوروز به کردستان می آمدم و ترانه هایم را اجرا و ضبط می کردم و سپس پخش می شدند.

وی می گوید از فرهنگ ضد خوانندگی فراری بوده ام. اگر چه من در محیطی روستایی رشد کرده ام اما بندهایی چون بند کشاورزان، صلوات درویشان، هه لپه رکی دوم و قره جکان را می شنیدم و چون با هنر بیگانه و غرب هم آشنایی داشتم و می دیدم که آنها چیزهایی نو دارند از خود می پرسیدم چرا کُرد تنها "لاوک"، "حیران"، "قطار" و "الله ویسی" دارد؟ به همین دلیل راه تازه ای در پیش گرفتم که بیشتر غربی بود، زیرا نمی خواستم که از کاروان تغییر و پیشرفت عقب بمانیم.

دزه ایی در خصوص خروجش از عراق می گوید در سال 1955 به خارج رفتم، اما گاه و بیگاه به اقلیم کردستان برگشته ام، ابتدا مدتی در اروپا بودم اما اکنون در آمریکا زندگی می کنم و خانه ام هم آنجاست.

وی در خصوص ترانه های عاشق و رمانتیکش می گوید مگر کسی پیدا می شود عاشق نباشد؟ ترانه های رومانتیکم به این دلیل است که تارهای صوتی و حنجره ام بیشتر با کلمات رمانتیک مانوسند. به میل خودم کلماتی تر و تازه انتخاب می کنم، بیشتر آنها نیز اشعار خودم هستند. همانقدر که برای صدا اهمیت قائلم برای کلمات هم به همان اندازه ارزش قائلم. ترانه با صدا و شعر و ادا و آواز است موفق می شود، از من بسیار انتقاد می شود که در ترانه هایت افراط وجود دارد، اما به نظر من بسیار امری عادی است و قبل از من هم کسانی چون من وجود داشته اند، و در خواندن ترانه های رمانتیک هیچگاه افراطی تر از حسن زیرک نبوده ام. البته همسرم می گوید از تو گذشته است و این ترانه ها با سن و سال تو قرابتی ندارد، اما من اهمیتی به او نمی دهم.

.