سریال "نون خ" و آنچه ما کردها از آن می هراسیم چیست؟/ رزگار باوردی

سرویس مقاله- ڕزگار باوردی محقق و پزوهشگر در یادداشت زیر با نگاهی انتقادی به بررسی  واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی به سریال نون خ که در ایام نوروز از صداوسیما پخش می شد پرداخته است.

سرویس مقاله- ڕزگار باوردی محقق و پزوهشگر در یادداشت زیر با نگاهی انتقادی به بررسی  واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی به سریال نون خ که در ایام نوروز از صداوسیما پخش می شد پرداخته است.

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان، متن این یادداشت به شرح زیر است: این کلام بر انست کە توضیح دهد کە چرا ما کردها دوست نداریم در سیمای مرکز بازنمایی شویم و آنچه ما کردها از آن می هراسیم چیست؟ در رسانه های اجتماعی اغلب سریال نون خ در حد زیر پا گذاشتن حقوق کردها فرو کاهیده می شود؟ ولی آیا این بە این دامن نمی زند کە کسی ما را نبیند و در زندگی ما کردها دخالت نکند کە این رویکرد در خود موجب می شود کە ما خودمان خود را حذف کرده و جا را برای دیگری ناهمگونی از خود باز نماییم، این باز تعریف همان چیزی است کە از آن می هراسیم کە خود با دستان خود بە آن دامن می زنیم، پس از همان ابتدای کار از سوگیری بدون اندیشه و بی فایده در مورد سریال نون خ بپرهیزیم.

اما اگر بە خود این ساحت اخلاقی کە در موازات بازنمایی کردها برای دیگری است و تصمیم تامل برانگیز ما برای تخریب هرانچه ما را باز می نمایاند خوب نگاه کنیم یک نظم کاملا متفاوت دخیل است، نظمی کە هیچ ربطی بە عواطف و احساسات و فراز و فرود های دیگری و ما کردها ندارد.

این ساحت اخلاقی را باید در مقابل ریاضت قرار داد! مشکل کجاست خیلی ساده است، ما کردها نە هرگز نیازی بە چنین اعمالی یا کارهایی کە موجب بازنمایی ما در پیش دیگری شود احساس کرده ایم و نە مرکز هم چنین تمایلی داشتە و این خلا را احساس و در جهت ترمیم آن تاملی چە برسد بە پر کردن آن گامی برداشتە است و چە بسا این خلا را گسترش داده کە پر کردن این شکاف را بسی دشوار تر کردە است.

خوانندەی این سطور شاید پیش خود بە شبکەهای استانی و اقمار کوچکتر از ان مانند شبکە مهاباد بیندیشد اما روی سخن من در باز نمایی ما برای دیگری است نە برای خودمان! کدام غیر کرد زبان شبکەهای کردی ایران را نگاه می کند؟ برنامه های شبکە های استانی را می توان بە دو دستە تقسیم کرد: دستەی اول برنامەهای آماتور و ناهنجار آواز کە تنها هدفش درو کردن بیننده بیشتر بدون هیچ داد و ستد فرهنگی است و در دستەی دوم کمدی تک بعدی مبتذل کە حتی دارای دیالوگ نوشته شده هم نمی باشد و در حد شیرین کاری یک بازیگری کە شیرەاش کشیده شدە است کاسته می شود کە بینندەای نافکور و خام را پوشش و پرورش می دهد. چون این کلام بر آن نیست کە نقدی بر شبکە های استانی باشد پس بە همین چند کلمه بسندە می کنم و از آن می گذرم.

این ساحت اخلاقی را کە در مقابل ریاضت قرار دادیم و بە این مطلب رسیدیم کە بگوییم چرا ما کردها رضایت خاطر نداریم کە هرگز کار خوب و مثبتی در باز نمایی ما در مرکز سر بزند نیز کاملا قابل تامل است! امیدوارم این برداشت اشتباه را دامن نزند کە اینجانب بە عنوان نویسندە این سطور از طرفی سوگیری می کنم بلکە بیشتر دوست دارم بە عنوان یک پژوهشگر بی طرف باشم و تنها واقعیت را کمی واکاوی کنم. جالبتر آنکە سیمای مرکز هم هیچ تمایلی برای تولید و تهیەی یک برنامەی با محوریت و بازنمود کردی را ندارد و نیازی بە آنرا نمی بیند جالب این است کە این تمایل تنها برای برنامەهایی با محتوای کردی نیست! تا بە حال شما چند سریال یا مسابقە یا هر برنامەای کە محوریتش با بازنمایی بلوچ ها باشد را دیدەاید! پس قضیە مسئلەای بین سیمای کردی و سیمای مرکزگرا نیست، و بە نظر بنده سریال نون خ هم از پتانسیل و ذخیرەی معنوی و فرهنگی آقای سعید آقاخانی  همچون یک کرد حاصل شده است کە سیمای مرکز را بە دیدن سیمای کردی متمایل و دعوت کردە است و حاصل بازنمایی سالیان طولانی خود مرکز توسط سعید آقاخانی است کە این خود بە خودی خود جای تامل و قدر دانی دارد.

برترین شکافی کە موجب تغییر و جرح و تعدیل در سیما می شود شکافی هستی شناختی است، ترکی در بطن خود واقعیت است کە نمی تواند کل واقعیت را بازنمایی کند کە در ذهن بیننده کرد زبان تصویری پذیرفتنی از خود باشد و شرح حال خود باشد و خودی همچون خود را بازنمایاند.از اینرو بهایی کە باید بدهیم تا خود را بە صورتی "بهنجار" در بطن واقعیت جای بدهیم این است کە چیزی باید از ان طرد شود و چیزی هم دخیل شود این شکاف بە صورت درست بە هستەی نون خ راه یافتە است.

این وافاداری بە امر واقع است کە سعید آقا خانی را وامی دارد تا دست از رئالیسم بردارد و بە سمت کمدی کشیده شود و تصویری روشن و امیدروارانە از دل نا امیدی و فقر و اختلاس را تولید کند و چە بسا در تولید سریالی رئالیستی این امر امکان پذیر نیست.

بە امید هرچە بیشتر دیده شدن ما و بازتولید ما کردها برای مرکز بە جای بازتولید مرکز برای ما و فزونی کارهایی از این دست.