مرگ قاله مه ره؛ پایان یک عشق و خاموشی یک ساز

سرویس آذربایجان غربی- پیرمردی با لباس کُردی در گوشه ای از بازار قدیمی بوکان نشسته است و در شمشال طلایی رنگش می دمد و با حرکات ظریف و سریع انگشتانش به مانند یک ارکستر هماهنگ، موسیقی های فلکلور کُردی را به طرزی استادانه می نوازد، این تنها تصویری است که از قاله مه ره در ذهن ها مانده است.

سرویس آذربایجان غربی- پیرمردی با لباس کُردی در گوشه ای از بازار قدیمی بوکان نشسته است و در شمشال طلایی رنگش می دمد و با حرکات ظریف و سریع انگشتانش به مانند یک ارکستر هماهنگ، موسیقی های فلکلور کُردی را به طرزی استادانه می نوازد، این تنها تصویری است که از قاله مه ره در ذهن ها مانده است.

 به گزارش زریان موکریان، سالهاست در بازار قدیمی شهر بوکان و در مراسماتی که به یاد بمباران شیمایی حلبجه و سردشت برگزار می شود از او نشانی نیست و از شمشالش صدایی بر نمی آید.او که نماد مظلومیت هنرمندان در شهر بوکان است، سال 88 بعد از یک بیماری سخت برای همیشه به همراه شمشالش خاموش شد و از آن زمان است که از شمشال طلایی قاله مه ره نوایی به گوش نمی رسد و مرگ توانست قاله مه ره را از شمشالش ،همدم تمامی روزهای خوش و ناخوش زندگیش جدا سازد.

**گوسفندی می دهد و شمشالی می گیرد

"قادر عبدالله‌ زاده‌" که به خاطر روحیه وشخصیت آرامش از سوی یکی از شیوخ کردستان "قاله مه ره" خوانده شد، در اوایل زمستان سال 1304 در روستایی به نام کولیج، در خانواده ای که همگی در نواختن شمشال دستی توانا و نفسی طلایی داشتند، به دنیا آمد.

قاله مه ره خیلی زود عاشق شد، آن هم در کودکی،اما رقیبی سر سخت مانع وصالش می شد.

خودش می گوید: «عاشق شمشال سید شده بودم. چند بار پیشنهاد خرید شمشالش را دادم اما قبول نکرد. پس از مدتی مریض شد و مرد. من هم شمشالش را از پسرش با یک راس گوسفند که آن زمان 5 قِران قیمت داشته معاوضه کردم.»

بدین ترتیب آخرین نوازنده شمشال ،شمشالش را می یابد و تا آخرین دقایق عمرش به مانند بخشی از وجودش همیشه همراهش بود ، روزها در لای آستینش و شب ها در زیر بالشش می گذاشت.

**ساز ناکوک روزگار

اما براستی شمشال چیست که "قاله مه ره" را این چنین دلباخته خود کرد؟

شمشال یکی از سازهای اصیل و قدیمی در کردستان است. با شش سوراخ در سطح آن. از آلیاژی زرد رنگ ساخته می شود با نواهایی پرشور و هیجانی که از طبیعت کوهستانی کردستان سرچشمه می گیرد.

گویا نواهایی که این نوازنده چیره دست می نواخت، چندان به گوش چرخ روزگار خوش نیامد و روزگار زندگی را بر او سخت گرفت.

دوران جوانی و نوجوانیش را چوپانی کرد و تنها خریدار هنرش گوسفندانش بودند و بقیه عمرش از راه نواختن شمشال برای رهگذران کوی و برزن کسب روزی می کرد.

هر روز صبح با عصایی در دست به "بازار قدیمی" شهر بوکان می رفت و شمشال می نواخت اما نه از بهر دل بلکه از بهر پول.

فقر و بی پولی "قاله مه ره " را چنان در تنگنا انداخته بود که وی نتوانست هزینه سفرش را تامین کند تا جایزه بین المللی که از آن خود کرده بود، دریافت کند.

**گنجینه متحرک موسیقی کردی

گرچه "قاله مه ره" می گوید برای فراگیری نحوه شمشال نواختن در محضر هیچ استادی شاگردی نکرده است اما به مرور زمان به یکی از بزرگان این عرصه تبدیل شود و موفق به کسب عنواین مختلفی شد :

1- 1993جایزه آلمان به بهترین و اصولی‌ترین نوع نی‌نوازی (وی جایزه سال 1993 خود را به دلیل فقر مالی نتوانست دریافت کند.)

2- 2003جایزه مردم بوکان به کاک قادر

3- 2002 جایزه ویژه انفال «پیره میرد» را به خاطر یک عمر فعالیت هنری در شهر سلیمانیه کردستان عراق را دریافت کرد.

سهم "قاله مه ره" از این دنیای خاکی، تنها یک باب خانه ی یک طبقه در کوچه ای بن بست و خاکی در حاشیه شهر بوکان بود، اما در دنیای هنر ، "قاله مه ره" گنجینه ای متحرک است.

"قاله مه ره " شمشالی داشت که می گقت بیش از یک قرن قدمت دارد و دریایی از موسقی کردستان را که در سینه اش محبوس کرده است. خودش می گوید: 170 "مقام "را حفظ کرده است.

**آوای خدا

او گرچه سواد نداشت اما بیشتر آهنگ‌های فولکلور را که با نام‌های «بیت»، «بند»، «هوا»، «حیران» و «گورانی» که داستان‌های عاشقانه و منظومه‌های حماسی کردستان است را اجرا می‌کرد .

"علی اکبر مرادی" تنبور نواز چیره دست ایرانی می گوید که آوای شمشال قاله مه ره «آوای خدا» بود و"هوشنگ جاوید" برجسته ترین پژوهشگر موسیقی نواحی ایران از وی به عنوان استاد مسلم موسیقی محلی یاد می کند.

«هوشنگ کامکار»هنگام در گذشت قاله مه ره گفت: او از بزرگان هنر موسیقی ایران بود که هرگز از سوی هیچ نهاد دولتی حمایت نشد در حالی که اگر او مورد حمایت قرار می گرفت و به ایران و جهان معرفی می شد از چهره ها و بزرگان موسیقی جهان همچون بسم الله خان ، ذاکر حسین و...هیچ کم نداشت.

وی می گوید: قاله مه ره عارفی واقعی و گنجینه ای از موسیقی مقامی کردی بود که در میان مردم در شیدایی و عزت و افتخار زیست و با سازش از جهان رفت

محمد رضا درویشی محقق برجسته موسیقی نواحی ایران، می گوید: «قاله‌مه‌ره» یکی از گنجینه‌های بی‌بدیل موسیقی ناب کردستان و ساز قدیمی شمشال به شمار می‌رود.

درویشی از "قاله مه ره"برای شرکت در جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان دعوت به‌عمل می‌آورد تا در کنار نوازندگی ساز شمشال و مزین کردن جشنواره موسیقی نواحی کرمان، در سازهای بادی مشاور هیأت داوران نیز باشد.

"قاله مه ره" با بیت‌خوانها وخوانندگانی چون «محمد بیتان»، «محمد آغا»، «علی کردار« و «عزیز شاهرخ» برنامه‌هایی را اجرا و ضبط کرده است.

**پایان یک عشق

گرچه سالها بود که "قاله مه ره" حال و هوای جوانی را از یاد برده است اما تا زمستان سال 1387 به طور مداوم به کار نوازندگی شمشال مشغول بود.

در اواسط بهار 1388 به دلیل سکته مغزی چشمانش را از دست داد و تنها چیزی که او در این شرایط فراموش نکرد تنها همدم زندگیش, شمشالش است. "قاله مه ره"در بستر بیماری وصیت کرد شمشال اسطوره ایش به موزه کردستان عراق در هولیر (اربیل) اهدا شود.

سرانجام قاله مه ره در ساعت 20/11 دقیقه شب پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388 در سن 84 سالگی در منزل شخصی خود در خیابان استاد هیمن کوچة لاچین 15 ، آخرین نوای زندگیش را نواخت و برای همیشه در کنار مزار"حسن زیرک" اسطوره ی بی بدیل موسیقی کردی در کوه نالیشکینه آرام گرقت.

تهیه و تنظیم از حسن معروف پور