انتخابات حوزه سقز و بانه؛ گذار از مافیای مدیریتی

سرویس کردستان- دکتر بختیار عزت پناه، فعال سیاسی در یادداشت زیر به بررسی انتخابات اخیر در حوزه سقز و بانه پرداخته است که می خوانید:

سرویس کردستان- دکتر بختیار عزت پناه، فعال سیاسی در یادداشت زیر به بررسی انتخابات اخیر در حوزه سقز و بانه پرداخته است که می خوانید:

​​​​​​​انتخابات یکی از مهمترین شاخص های دموکراسی و مردم سالاری است به شرط اینکه اراده عمومی در آن متبلور گردیده در قالب رقابتی سالم، آزادانه و عادلانه برگزار گردد. مجلس شورای اسلامی بعنوان حلقه رابط بین مردم و حاکمیت می تواند بعنوان تریبونی تاثیرگذار عمل کند که صداهای مختلف مردم در آن منعکس شده آمال و مطالبات واقعی مردم را به قانون تبدیل و برای اجرا به مسئولان ابلاغ نموده بر نحوه اجرای آن هم نظارت کند.

شهرستان های سقز و بانه با حدود 400 هزار نفر جمعیت جزو معدود حوزه های انتخابیه در کشور هستند که اگرچه شرایط قانونی همچون خصوصیات جغرافیایی، شرایط انسانی و سیاسی برای تفکیک به دو حوزه را دارند اما تاکنون این امر صورت نگرفته است. عدم تفکیک اگرچه به لحاظ قدرت چانه زنی و تشخیص مسائل و خواسته های واقعی مردم، عواقبی به همراه داشته است اما ظرفیت های بالقوه ای را هم ایجاد کرده است که یکی از آنها ایجاد همدلی و افزایش انسجام اجتماعی بین ساکنین این دو شهرستان می باشد که گاها بر اساس توانمندی ها و نیازهای مشترک شکل می گیرد.

در انتخابات مجلس دهم جریانات فکری تحول خواه  حول محور گفتمان سیاسی خاصی در کنار هم گرد آمدند که در نتیجه این اتحاد برای نخستین بار زمینه برای شکل گیری همگرایی مبتنی بر اندیشه ای واحد بنیان نهاده شد که در قالب آن تعداد زیادی از نخبگان و فعالان سیاسی مطالبه گرا بدون توجه به مرزبندی های جغرافیایی(سقزی و بانه ای) تابوی تعصبات ناحیه ای را شکسته کاندیدایی از بانه را مورد حمایت قرار دادند که سنخیت زیادی با افکار و بینش سیاسی آنها داشت.

در انتخابات مجلس یازدهم این همگرایی با محوریت حذف مافیای مدیریتی حاکم در طول 8 سال گذشته ادامه یافت اما این بار به جای انسجام فکری، اتحادی نانوشته بین طیف های فکری مختلف و گاها متضاد در بین نخبگان، معتمدین، شخصیت های سیاسی و حتی بازاریان در حمایت از کاندیدایی دیگر و باز هم از  بانه شکل گرفته سقزی ها را در مقابل دو گزینه ادامه وضع موجود و پذیرش مافیای مدیریتی و یا تغییر و برچیدن دودمان باندبازی قرار داد. سقزی ها با درایت خاصی و بر اساس اجماعی که در بین نخبگان و معتمدین دو شهرستان شکل گرفته بود بازهم بر غرور و تعصبات رایج در جامعه پا گذاشته کاندیدایی را انتخاب کردند که امکان رأی آوری بالاتری را داشت. این انتخاب حساب شده حاوی دو پیام گذار از مافیای مدیریتی و نارضایتی از عملکرد مسئولان ستادی و غالبا ناکارآمد و همچنین برداشتن مرزبندی های جغرافیایی و انسانی و تقویت روحیه نوع دوستی و سهیم شدن در فعالیت های مشترک بود که به ندرت در حوزه های پیرامون همچون سردشت-پیرانشهر، سنندج-دیواندره-کامیاران و یا قروه-دهگلان مشاهده شده است.

بدون شک انسجام اجتماعی بوجود آمده که ماحصل فعالیتی گروهی و فهمی مشترک با محوریت چهره های شاخص سیاسی، اجتماعی و دانشگاهی بود زمانی می تواند تاثیر واقعی داشته باشد که منجر به تشکیل یک هسته فکری توسعه محور و مطالبه گرا گردیده دایره فعالیت خود را به سایر نخبگان و دلسوزان هر دو شهرستان گسترش داده مانع از بهره برداری انحصاری و سهم خواهی توسط جریاناتی خاص شود در غیر اینصورت مجددا شاهد سربرآوردن باندهای مدیریتی متشکل از افرادی خواهیم بود که اغلب آنها فاقد توانمندی ها و شایستگی های  لازم برای پیشبرد اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و عمرانی مورد نظر اجماع بوجود آمده می باشند