مهارت در اوقات فراغت/ محمد سلیم عباسی

سرویس مقاله- این یادداشت به قلم " محمد سلیم عباسی" رییس مرکز آموزش فنی و حرفه ای مهاباد نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

سرویس مقاله- این یادداشت به قلم

 ​​​​​​​​​​​​​​ تابستان نزدیک است، یکی از مهمترین اتفاقاتی که صرفا مخصوص فرا رسیدن فصل گرم تابستان است، تعطیلی مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزش رسمی کشور است، با این تعطیلی۱۴ میلیون و ۷ هزار ۷۳۶ دانش آموز و از طرفی دیگر ۴ میلیون ۸۰۰ هزار دانشجویی مشغول به تحصیل در کشور به خانه‌هایشان بر می‌گردند و به عبارتی دیگر مشغول گذرانیدن اوقات فراغت تابستانی می‌شوند.

برنامه‌ریزی اوقات فراغت نزدیک به ۲۰ میلیون نفر کودک و نوجوان و جوان پر‌انرژی و مشتاق مستلزم تشکیلات مفصل و مدیریت استراتژیک این تشکیلات است، با احتساب روزانه ۵ ساعت برنامه در طول تعطیلات ۹۰ روزه‌ی تابستان برای این جمعیت، طرفیت اوقات فراغت تقریبا ۹ میلیارد نفر ساعت وجود دارد، با توجه به این میزان ظرفیت و متوسط هزینه‌ی هر نفرساعت، به رقم عظیم ۱۸ هزار میلیارد تومان، معادل ۱/۵ میلیارد دلار میرسیم که توجه به میزان هنگفت آن می‌طلبد متولیان امر بمنظور پوشش دادن بخش‌هایی از این ظرفیت با جدیت نقشه‌ و برنامه‌های لازم را در حوزه‌های مختلف اوقات فراغت تدوین نمایند.

بیشترین تقاضا در این ایام در حوزه‌های، آموزش، فرهنگ، هنر و ورزش است، استقبال گروه‌های هدف از این حوزه‌ها در اوقات فراغت از چند منشاء متفاوت سرچشمه‌ می‌گیرد که توجه به دلایل آن می‌توانند باعث تاثیر گذاری مثبت در پر کردن این اوقات باشد.

در یک نگاه قسمت بیشتر این ۹ میلیارد نفر ساعت ظرفیت بسمت حوزه‌ی آموزش رسمی کشور تمایل دارد، انواع کلاسها‌ی کنکور و تست‌زنی همانند سایر ایام سال در تابستان هم مشتریان خاص خود را دارند و متقاضیان این کلاسها، حاضر هستند شهریه‌های کلان آنها را به دلایل روانی متاثر از فضای تبلیغاتی و رقابتی کنکور بپردازند.اقبال به کلاس‌های تقویتی درسی، زبان‌های خارجی الویت دوم مخاطبان حوزه‌ی آموزش است که البته باید تاکید کرد که تقریبا اکثریت مطلق ظرفیت این حوزه توسط بخش خصوصی برنامه‌ریزی می‌شود و سهم برنامه‌ریزی دولتی در آن ناچیز است.

بخش دیگری که در همه‌ی رنج های سنی متقاضی دارد و پس از آموزش در رتبه‌ی دوم انتخاب گروههای هدف اوقات فراغت قرار می‌گیرد، حوزه‌ی ورزش است، در حوزه‌ی ورزش نظارت بهتری از حوزه‌ی آموزش وجود دارد و بخش خصوصی تحت نظارت متولیان دولتی ورزش و جوانان اقدام به برگزاری اردوهای آموزشی و کلاسهای یادگیری می‌کند، این واحد مشتریان فراوانی دارد که در بین آنها اقبال به فوتبال، والیبال، شنا و بدن سازی از سایر رشته‌ها بیشتر است.البته اشاره به این نکته ضروری است که هزینه‌کرد خانوادها در حوزه‌ی ورزش اگر منجر به استعداد یابی و هدایت افراد به ورزش قهرمانی هم نشود، با توجه به نقش پر رنگ ورزش در تندرستی و سلامتی افراد، بنحوی باید هزینه‌کرد در این حوزه را هدایت صحیح منابع دانست.

حوزه فرهنگ و هنر نیز بدون متقاضی نیست و اگرچه رتبه‌ی سوم اوقات فراغت را دارد، اما برای اوقات فراغت می‌تواند گزینه‌ی مناسبی تلقی شود، کلاسهای موسیقی، نقاشی، خوشنویسی، تئاتر، سینما، عکاسی بخش کوچکی از ظرفیت‌های بسیار زیاد بخش فرهنگ و هنر هستند که غالبا خانواده‌ها به آنها اهمیت لازم را نمی‌دهند و عطای پرستیژ آنها را به لقای شهریه‌هایشان می‌بخشند، در این بخش با توجه به ماهیت خاص فرهنگ، بخش دولتی متولی برگزاری بسیاری از دوره‌های عقیدتی در قالب کلاسهای دینی و قرانی و اردوهای زیارتی هستند و بخش خصوصی نیز فعالیت‌های اوقات فراغت هنری را عهده دار است، با توجه به بازگشت سرمایه در این حوزه از طریق بهبود کیفیت زندگی و ارتقای موقعیت اجتماعی، این بخش از اوقات فراغت را نیز نمی‌توان زیان‌ده دانست و اشکال وارده بر آن صرفا میزان استقبال کم گروههای هدف است.

همانگونه که ذکر شد بصورت میانگین ظرفیت گردش مالی ۱/۵ میلیارد دلاری در اوقات فراغت تابستانی وجود دارد که بخش بزرگی از آن به جیب دلالان کنکور و به سمت آموزشهایی هدایت می‌شود که در آینده نتیجه‌ای برای کشور نخواهد داشت، برای افزایش بهره‌وری و تبدیل این هزینه کردها به سرمایه‌گزاری پایدار، در کنار حوزه‌های آموزش رسمی، ورزش، فرهنگ و هنر، قسمتی مهمی از نیازهای جامعه‌ی دانشجویی و دانش آموزی که معمولا مغفول مانده‌است و می‌تواند در قالب این اوقات بسیار موثرتر ظاهر شود، حوزه‌ی مهارت آموزی است.

​​​​​​​ امروزه خلاء مهارتهای زندگی در بستر روابط اجتماعی بسیار پر رنگ است، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از کمبود این مهارت‌ها نشات می‌گیرد، باید اعتراف کرد: طلاق، اعتیاد، بزهکاری، نزاع‌های خیابانی و بسیاری از آسیب‌های دیگر که هزینه‌های بسیار بالایی را به جامعه تحمیل می‌کنند، در صورت آشنایی مجرمان با مهارتهای زندگی، در اغلب موارد قابل پیشگیری و حل‌شدنی هستند.

فقدان مهارت‌های شغلی نیز از موارد مهمی هستند که از طریق آموزشهای غیر رسمی و از کانال نهادهای متولی که از مهمترین آنها سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای می‌باشد در ایام فراغت دانشجویان و دانش‌آموزان قابل جبران است، بدون شک بیکاری از معضلات حل نشده‌ی اجتماع امروزی است که گروهی از آسیب‌های اجتماعی دیگر را به دنبال دارد، متاسفانه هر ساله تقریبا یک میلیون نفر فارغ‌التحصیل نیز به این بیکاران اضافه می‌شود، توانمند سازی دانشجویان و وارد کردن دانش‌آموزان مقاطع مختلف تحصیلی به چرخه‌ی مهارت آموزی بر اساس استانداردهای شغلی، نه تنها هزینه‌کرد نیست بلکه یک سرمایه‌گزاری مطمئن و پرسود محسوب می‌شود که به محصولات آن سرمایه‌های انسانی می‌گویند.