علاج قبل از وقوع؛ بی آبی خوزستان را تکثیر نکنیم!/عثمان عباسی

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم «عثمان عباسی» کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی، فعال اجتماعی و دبیر در شهرستان سردشت نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است‌.

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم «عثمان عباسی» کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی، فعال اجتماعی و دبیر در شهرستان سردشت نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است‌.

چندین دهه است به ویژه در دهه های اخیرصاحب نظران و کنشگران حوزه محیط زیست ، سیستم های مدیریتی و حکمرانی  آب نسبت به بحران کم آبی و پیامدهای جهانی و منطقه ای آن به شیوه های گوناگون  و از تریبون های متفاوت به شدت و جدیت کامل فریاد دامن گیر شدن مصیبت های جبران ناپذیر را سر می دهند. اگر چه میزان  و گستردگی این بحران در مناطق مختلف جهان و برای سیستم های حکمرانی متمایز به طور نسبی شدت و فراگیر بودن آن متفاوت بوده است.برخی کشورها باوجود کم ترین منابع زیر زمینی آب امّا با به کار گیری سیستم مدیریتی کارآمد، به روز، مشارکتی و  آینده نگرانه و حکمرانی خوب  توانسته اند ذخایر زیرزمینی خود را به بهترین شیوه  مدیریت نموده و با بهره گیری از سیستم های مدرن و روش های جایگزین و بازتولید، نگرانی و دغدغه ملت خود را کم نمایند، سایه شوم بحران زایی را کنار بزنند.
در سرزمین ما ایران علی رغم چهار فصل بودن شرایط اقلیمی  و آب و هوایی، وجود و محل گذر چندین رودخانه ملی و منطقه ای، دارا بودن ذخایر مناسب منابع زیر زمینی و... وضعیت آب  و آینده آن چندین دهه است در مرحله هشدار متخصصان، کنشگران و مدیران  این حوزه قرار گرفته است.
مهار آب های سطحی و جاری ناشی از بارندگی  و ذخیره آن برای دوران کم آبی و خشکسالی، استفاده بهره ورانه از آب جهت تولید برق و باز تولید انرژی، هم رسانی آب به مناطق مختلف کشور و رعایت نمودن آمایش سرزمینی ، توسعه و رونق آبادانی، پایدار نمودن  وضعیت کشاورزی و تولید محصولات به اصطلاح استراتژیک و... از جمله استدلال های دست اندرکاران و تصمیم گیران حوزه مدیریت آب برای سد سازی و انتقال  آب از حوزه های مادر به سایر حوزه های دیگر، گسترش  روز به روز حوزه صنعت مرتبط با مصرف آب، بوده و هنوز هستند.
واقعیت های کنونی و نمایان شدن بی برنامه گی ها، بخش زیادی از این استدلال های  اشاره شده را زیر سؤ‌ال و سایه هشدار و بحران برده است.
وضعیت فعلی ذخایر آبی کشور  نشان از ناکارآمد بودن سیاست گذاری ها، حکمرانی و مدیریت آبی کشور در دولت های مختلف گذشته با نسبت متفاوت دارد.
شرایط کنونی نماینگر نوعی تزریق مسکن های موقت، واگذاری تغییر و تحولات زیر ساختی و بنیادی کارساز به آینده نامعلوم، زیر سبیلی رد کردن مشکلات این حوزه و پاک کردن صورت مسأله و هل دادن و پاس کاری کاستی ها به جانب حوزه های دیگر و دولت های قبلی و بعدی از طرف  دولتمردان و تصمیم گیران  بوده است.
طبق وضعیت توصیف شده کم تر حوضه آب ریز کشور وجود دارد که متأسفانه  با پیامدهای زیست محیطی، کم آبی، انتقال حوزه جغرافیایی و... دچار نشده باشد.
اکثر رودخانه ها به ویژه در غرب کشور که دارای منابع آبی غنی است از طریق سیستم کانال گذاری و لوله  کشی های طویل به فاصله کیلومترها تحت لوای انتقال سر ریز سدها، انتقال سرزمینی شده اند. بعضی پیامدهای این شرایط اکنون خود را نشان داده اند برخی هم  در آینده نمایان خواهند شد. اگر زمانی خشک و کم آب شدن زاینده رود، کرخه، کارون، دریاچه ارومیه، هورالعظیم  و...  در مرحله هشدار قرار گرفته بود امروزه  به حجم این لیست حتی مناطق پر آب که اصلاً انتظار بی آبی از آن ها به این زودی مورد توقع نبود افزوده شده است.
در حال حاضر کشور ما که شوربختانه با کلکسیونی از عوارض بحران مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی  و...  دچار گشته است و اخیراً  بحران کم آبی هم بدان افزوده شده است.به طور طبیعی آثار  و پیامدهای این وضعیت در نقاط مختلف کشور متفاوت تر خواهد بود. مناطقی که مطالبات، مشکلات و کاستی های انباشته شده دارند زمینه بالقوه طوفانی شدن حوادث بیشتر و گسترده تر خواهد بود. مناطق کوهستانی و مرزی جزو این مناطق هستند.
شهرستان سردشت محل زیسته نگارنده که گذرگاه آب رودخانه زاب کوچک از پایین دست آن می باشد از جمله مناطقی است که وعده ساختن سد به ورد سر زبان بسیاری از نمایند های مجلس و دولتمردان از اوایل انقلاب تا سال های اخیر شده بود. 
سد معروف به کولسه سردشت بالاخره پس از فراز و نشیب های زیاد، گذشته از آسیب های زیست محیطی و به زیر آب بردن بسیاری از زمین های زراعی و باغ های کشاورزی ساحل رودخانه، تخریب حجم گسترده ای از جنگل ها و برخی پیامدهای هنوز ناپیدا، با کارکرد تولید بخشی از انرژی برقی کشور به بهره برداری رسید. 
هنوز مزه دیدن مناظر طبیعی زیبای سد و حواشی آن بر مردم منطقه  شیرین کام نشده بود که با استدلال احیای دریاچه شور کم  آب شده ارومیه با سریز آب سد رودخانه های این استان از جمله آب سد سردشت، مردم منطقه  و کنشگران محیط زیستی را دچار شوک غافلگیرانه شدند.

هشدار صاحب نظرانی چون پرویز کردوانی پدر کویر شناسی ایران و بانی و مؤسس دانشگاه ارومیه که همواره ارومیه را وطن دوم خود می دانست و اظهار می داشت که دریاچه ارومیه هرگز احیا نمی شود و همچنین  سایر صاحب نظران و کنشگران عرصه محیط زیست در سطح ملی و منطقه، حریف بانیان و طرفداران به اصطلاح احیای دریاچه ارومیه و  تخصیص دهندگان بودجه و اعتبارات هنگفت نشد.
اگر چه هنوز کانال و تونل های تعبیه شده  تحت پوشش  انتقال آب سرریز سد کولسه در سرشاخه های اصلی آن به مرحله بهره برداری نرسیده اند با این وجود در سال کم بارانی مثل امسال میزان ذخیره آب این سد کاهش چشم گیری داشته است. پرسش این جاست پس از فعال شدن سد های انحرافی سرشاخه آب، وضعیت و میزان آب این حوضه آب ریز چه شرایطی پیدا خواهد کرد؟ 
وضعیت بحرانی خوزستان  و بلوچستان  و... در شرایط کنونی، میزان نگرانی ها را شدیدتر و ملموستر نموده است.
صاحب نظران، فعالان و دلسوزان به ویژه در مناطق مرزی به شدت نگران تکثیر و گسترش بحران های شبیه خوزستان هستند.
مشکلات اقتصادی،بیکاری و سایر آسیب ها اجتماعی و فرهنگی زخم های سربازی هستند که تلاطم آب های ته مانده دریا و رودخانه ها را هر روز متلاطم تر و زمینه خروشان و طوفانی شدن شان را فراهم می نماید.
هنوز درد و رنج کولبری و سوخت بری و افزایش روزبه روز مهاجرت  مردمان این مناطق  به دیار غربت و غرق شدن تعداد کثیری از آن ها در آب بی امان دریاها، پیامدهای دهشتناک آن چون زخم التیام نیافته و آتش زیر خاکستر بخش اعظم از رخ خود را تاکنون نمایان نساخته است. اضافه شدن بحران خشکسالی و کم آبی آن هم  در شرایطی که سهم بی مدیریتی و کج سلیقگی ناشی از آن با در صد بالا برای همگان آشکار شده است، این وضعیت میزان تاب آوری عمومی را به شدت کاهش خواهد داد.گفتار درمانی ،تهدید، اتهام و بر چسپ زنی به دیگران و فرافکنی هم، نسخه قدیمی و باطلی گشته است. توقع این است که مدیران و تصمیم گیران به ویژه نمایندگان مجلس، وضعیت مناطق مستعد بالقوه بحرانی شدن را به خوبی درک  کنند و قبل از طوفانی شدن  حوادث علاج  قبل از وقوع  نمایند.اینکه ذخایر آبی جزو منابع ملی و منافع عمومی است  شکی در آن نیست. آنچه جای مطالبه  و پرسش است در ازای استخراج، انتقال و جابه جای منابع خدادادی مناطق؛سهم، حقوق  و منافع جایگزینی مردمان این مناطق چیست؟ و کجاست؟