روان‌شناسی زرد و جامعهِ متوهم! / دکتر رشید احمدی فر

 سرویس مقاله_این یادداشت به قلم «دکتر رشید احمدی فر» محقق و استاد دانشگاه فرهنگیان استان کردستان نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

 سرویس مقاله_این یادداشت به قلم «دکتر رشید احمدی فر» محقق و استاد دانشگاه فرهنگیان استان کردستان نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

​​​​​​​امروز روز روان‌شناسی ست. درواقع دراین جامعه هر روز و هر لحظه و هرجا و مکان و زمان از ٱنِ روان شناسی و دوستان هم‌پاله‌اش مانند مشاوره از انواع رنگارنگش از نوع مدرسه ای، تحصیلی،خانوادگی، جنسی ،جسمی،روحی و....است. از در ودیوار این جامعه، روان شناسی ٱویزان است. جامعه روان‌شناسی زده! یا به تعبیر دوستی، تورم روان‌شناسی! منبر مواعظ روان‌شناسانه در مدرسه و دانشگاه، در زندان، در صدا و سیما،  در شبکه و کانال‌های اجتماع مجازی گرم و به ظاهر پر مشتری‌ست! کتابهای زرد و رنگیش، سمینارها، وبینارها،واحدهای درسی همه جا را فراگرفته، کلینیک‌ها، بنگاه‌ها و مغازه‌های روان شناختی، مشاوره و روان درمانی در هرکوی و برزنی برپا و بازاری گرم و پررونق دارند! به راستی امثال و حکم و پندها، جملات قصار، تک گویه‌ها و اصول زندگی‌های بهتر، ٱرام‌تر، شادتر، مانند نُقل و نبات دست به دست شده از منابر مختلف واگویه و بازگویه می‌شود!  کلاس‌های ٱموزش کلید طلایی خوشبختی و ازدواج، حل معضلات بی‌شمار فردی و گروهی این جا و ٱنجا بازار پررنقی دارند. طبق اصلی مرسوم در اقتصادکلاسیک، عرضه همواره تابع تقاضاست. بااین وصف در این معادله می‌بایست عامل دیگری تحت عنوان "قدرت" را وارد نمود. عاملی که می‌تواند در ایجاد نوع و میزان تقاضا و نیز نوع و میزان عرضه موازنه‌ای معنادار ایجاد کند!

بااین همه، جامعه متوهمِ در خود فروغلتیده، علی‌رغم این همه مواهب روان‌شناسی، هرروز افسرده‌تر، ناتوان و عقیم ‌تر از روز قبل است. جامعه‌ای که در مواجهه حتی بافردی‌ترین مسایلش با آن نرخ پرخاشگری و جرم و قتل و دزدی و اختلافات خانواده‌گی، نرخ‌های قابل توجه طلاق و بزه و خودکشی و.... ناتوان و علیل است. البته همه این مصائب را در خورجین روان شناسی جست‌وجو کردن و یا به آن نسبت دادن و یا انتظارِ دمِ مسیحایی داشتن از روان شناسی،خود نوعی توهم است. اما به روان شناسی ٱلودنِ زیست جهان افراد و وعده تسکین ٱلامی که فراغ‌تر از حیطهِ قدرت و نگرش یک شبه‌علم خاص است، بدون درنظرداشتن ساختارهای فراغ اجتماعی و تلاش جهت به حاشیه‌نگهداری دانش راستینِ انتقادی، امری که خواسته قدرت است، چیزی جز تلاش جهت کاشتن گُل در شوره‌زار و چمن در ٱسفالت نیست!