بوکان؛ شهریست پر کرشمه...  / آزاد حاجی غفوری

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم  «آزاد حاجی غفوری» کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی گرایش روزنامه نگاری از دانشگاه علامه طباطبایی تهران  مدیر مسول وسردبیر مجله بوکان وخبرگزاری کردستان فردا نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم  «آزاد حاجی غفوری» کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی گرایش روزنامه نگاری از دانشگاه علامه طباطبایی تهران  مدیر مسول وسردبیر مجله بوکان وخبرگزاری کردستان فردا نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

​​​​​​​در ادامه یادداشت قبلی و موضوع تبعات طولی شدن شهر بوکان در نتیجه سیاست‌های اشتباه مسئولین، به مسئله امنیت شهری اشاره شد، موضوعی که به تعبیر جامعه‌شناسان ماحاصل ارتباط و نزدیکی انسانها، تفاهم، همگرایی و تسامح در سطح جامعه است و عدم امنیت برآیند تقابل خصمانه و خشونت در بطن همان جامعه است. بنا به تعاریف "امنیت اجتماعی" چیزی نیست جز حفاظت‌شدگی فرد و جامعه در برابر هر آنچه که از سوی دیگران (نهادها، افراد، گروه‌ها و دیدگاه‌ها) به عنوان یک اقدام تهدیدآمیز اعمال می‌شود، تا جاییکه امروزه "امنیت اجتماعی" یکی از حساس‌‌ترین موضوعات تعین‌کننده‌ در پیشرفت و توسعه یک جامعه و همچنین شکوفایی استعدادها تلقی می‌شود. موضوعی که به لحاظ صوری و ظاهری از معنی فقدان جرایم و آسیب‌ها فراتر رفته و شامل موارد و مصادیقی از نظر روحی، اخلاقی، بهداشتی، اقتصادی و همچنین دربرگیرنده ثبات و نظم واقعی و عقلانی در اجتماع شده است.

در اینجا موضوع امنیت اجتماعی در رابطه با نکات ذکر شده در یادداشت قبلی، زمانی بیشتر به چشم می‌آید که در نتیجه دو قطبی‌شدن شهر میان بدنه مترقی و بدنه حاشیه‌ی شهری‌، شاهد نوعی تخاصم جدید میان اقشار اجتماعی هستیم؛ از یک سو اقشاری که خود را بیرون شهری می‌داند در مقابل قشری که تمامی آنچه را که منتسب به تاریخ و هویت شهری است، از آن خود قلمداد می‌کند و خود را به مثابه یگانه قشر شهری معرفی می‌کند. در چنین وضعیتی، مسئولین نیز با تخصیص تمامی امکانات ممکن و ایجاد سبک زندگی مرکزنشینی، به این خشونت پنهان بیشتر دامن زده‌اند. برای مثال رسانه‌ای شدن مکرر تنش‌ها و اوباشی‌گری‌های در حومه‌های شهری و  کشیده شدن این تنش‌ها به داخل شهر و گاه تبدیل به آلونک شدن بخشی از مناطق حومه برای فعالیت‌های جرایم‌گونه، می‌تواند مصداق بارزی از کارکردهای منفی در نتیجه‌ی همان اشتباهی باشد که در یادداشت قبلی و این یادداشت بدان اشاره شد (در اینجا توجه به تفویذ نام‌هایی از قبیل مجبورآباد، کلهرآباد و ... به چنین مناطقی خود جای تامل بسیار دارد).

همچنین می‌توان به موارد فوق، مشکلات و مصائب پیش روی توزیع خدمات اورژانسی شهری اعم از پلیس، آتش‌نشانی، درمانگاهی و ... را افزود که در چنین ساختاری طولی همواره در نقش نوشداروی پس از مرگ سهراب ظاهر شده است. موضوعی که می‌طلبد، مسئولان با ابتکار به توسعه‌ی قطاعی شهری و توزیع این امکانات در راستای رفع و رجوع آن بیشتر تلاش کنند.

در واقع یکی از نکات بارز شهر مدرن ایجاد تحولات و پویایی در میزان فرم شهری از طریق ایجاد روندی از تخریب و بازسازی مداوم است. توجه به ساخت قطاعی و توزیع صحیح امکانات، در کنار بهره‌گیری از عوامل تنش‌زدایی در سطح شهر اعم از ترمیم زیرساخت‌ها، ساختن میادین و مناظر هنری، بناها، مبلمان و ... از سوی متولیان امر و در کل تدوین نقشه‌راهی اصولی برای کلیت شهری از عمده نیازها و اولویت‌هایی است که بایستی در سیاست شهری مدنظر گرفته شود؛ اولویت‌هایی که به تبع بسترساز شرایط عادلانه در توزیع مشاغل و امور شهری هستند. چرا که برای استقرار امنیت اجتماعی تنها نمی‌توان دست به دامان دستگاه‌های بوروکراتیک، پلیس و نهادهای آموزشی بود، بلکه خود ساخت فرهنگ فیزیکی شهر نقشی انکارناپذیر در روان اجتماعی، ایجاد "سایبان مقدس" برای پناه گرفتن یکایک اقشار شهری و پالایش آنچه زیمل از آن به "تراژدی فرهنگ مدرن" نام می‌برد، دارد.