به یغما رفتن سنگ نوشته میخی ترغه و بی جواب ماندن پرسشهای باستان شناسان    

سرویس موکریان- کمتر بوکانی شنیده است که گروهی کوهنورد 22 سال قبل سنگ نوشته ای میخی را در ترغه بوکان کشف کرده اند که متعلق به به اشپوئینی پسر ساردوری که تاریخ حکومت وی حدوداً به یعنی قرن نهم قبل از میلاد بر می گردد که بعدها به یغما رفت و ده ها پرسش باستان شناسان از حضور اورارتوئیها در جنوب غربی دریاچه ارومیه را بی جواب گذاشته است.

سرویس موکریان- کمتر بوکانی شنیده است که گروهی کوهنورد 22 سال قبل سنگ نوشته ای میخی را در ترغه بوکان کشف کرده اند که متعلق به به اشپوئینی پسر ساردوری که تاریخ حکومت وی حدوداً به یعنی قرن نهم قبل از میلاد بر می گردد که بعدها به یغما رفت و ده ها پرسش باستان شناسان از حضور اورارتوئیها در جنوب غربی دریاچه ارومیه را بی جواب گذاشته است.

​​​​​​​به گزارش خبرنگار زریان موکریان، یوسف حسن زاده باستان شناس بوکانی، سال 86 در دو فصلنامه باستان پژوهی برای اولین بار از «سنگ  نبشتۀ اورارتویی ترغه» می نویسد.

وی در مقاله ای نوشت: بر آگاهان پوشیده نیست که سنگ نوشته ها در پژوهشهای باستان شناسی چه جایگاه والا و اهمیت فراوانی دارند. آنجا که مطالعات جغرافیای تاریخی، بررسی سفال ها و مدارک معماری و صدها داده آماری، سند آزمایشگاهی و مطالعات تطبیقی می­توانند فرضیه­ای را با بکار بردن پیشوند «احتمالاً» مطرح کنند، سنگ نوشته ای می تواند با اطمینان کامل اذعان کند که فلان رویداد تاریخی یا فلان مکان تاریخی در کجای این سرزمین باستانی سر بر خاک نهاده است.

 هنوز اختلاف نظرها و بحث های باستان شناسی و زبان شناسی بر سر انطباق مکان «زعتر» مورد اشاره در کتیبه مانایی قلایچی در 7 کیلومتری شمال شرقی بوکان با ایزیرتو (پایتخت ماناها) به علت نقصان کتیبه و از بین رفتن بخش بالایی آن پایان نیافته بود که به سرقت رفتن کتیبه میخی اورارتویی «ترغه» در 25 کیلومتری غرب بوکان معماهای دیگری را بی پاسخ گذاشت و ابهامات موجود را بیشتر و لاینحل­تر باقی گذاشت.

صعود یک گروه کوهنوردی از شهرستان بوکان به ارتفاعات 2250 متری کوه ترغه در سال 1376 منجر به کشف کتیبه ای به خط میخی اورارتویی شد. هیئت کوهنوردی که به منظور ثبت صعود خود دوربین فیلم برداری به همراه داشتند به فیلم برداری از کتیبه پرداختند،. فیلم مذکور دست به دست گشت و در آخر منجر به برش کتیبه از محل آن و به سرقت رفتن این داده تاریخی شد، این در حالی بود که به گزارش میراث خبر، سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی از وجود چنین کتیبه ای تا سال 1384 بی اطلاع بود.

به همت یک گروه مستند ساز به سرپرستی اسماعیل فرامرزی مستندی 37 دقیقه ای بر اساس مدارک مذکور ساخته شد و رسول بشاش کنزق به استناد آنچه در فیلم برداری غیرحرفه ای گروه کوهنوردی از کتیبه ترغه می ­توانست برداشت کند، اطلاعات ذی قیمتی را در اختیار نهاد. وی می­گوید: «متاسفانه این کتیبه از بین رفته است و امکان دارد که تحریر آشوری آن هم موجود باشد. تحریر اورارتویی کتیبه با نام خدای خلدی (خدای ملی و خدای جنگ در آئین اورارتو) آغاز می شود و کتیبه مربوط است به اشپوئینی پسر ساردوری که تاریخ حکومت وی حدوداً به 860 تا 820 ق.م یعنی قرن نهم ق.م بر می گردد».

 کتیبه ترغه می توانست بر ما آشکار کند که در حالی هیچ گزارشی را از حضور اورارتوئیها در جنوب غربی دریاچه ارومیه شاهد نبوده ایم و پژوهشگران مرز جنوبی دولت اورارتو را در جایی نزدیک به اشنویه و کتیبه «کیله شین» جستجو می کردند، اشپوئینی چرا و در پی کدام رویداد تاریخی چنین یادگاری را بر تن ترغه حک کرده است؟ در حالی که پژوهشگران زیادی بوکان را جزو بخش مرکزی دولت مانا می­دانند و بعضی از آنان فرضیه ایزیرتو را برای تپه قلایچی مطرح می­کنند، حضور کتیبه­ای اورارتویی در 32 کیلومتری قلایچی چه توجیهی می­تواند داشته باشد؟ افسوس که مهم ­ترین سند برای یافتن جواب این پرسش­ها و دهها پرسش دیگر، به یغما رفته است و این پرسشهای باستان شناسانه، طرح نشده باید به فراموشی سپرده شوند و در انتظار مدرک احتمالی دیگری باقی بمانند.