سور نامه‌ای برای انجمن تجلیل از مفاخر و هنرمندان کورد/ایرج بهرام نژاد

سرویس مقاله - ایرج بهرام نژاد در یادداشت زیر می نویسد: یحیی صمدی یکی از این انجمنی ها است که خیلی سال پیش از دوران جوانی می شناسم با ایثار و گذشت در سوگ و سور انسان‌ها همدرد و هم سفر است می کوشد تا اوراق کتاب هنرمندان این دیار عشق و عرفان را به هم دوخته تا گنجینه ای باشد برای آیندگان تا از آن بهره گیرند.

سرویس مقاله - ایرج بهرام نژاد در یادداشت زیر می نویسد: یحیی صمدی یکی از این انجمنی ها است که خیلی سال پیش از دوران جوانی می شناسم با ایثار و گذشت در سوگ و سور انسان‌ها همدرد و هم سفر است می کوشد تا اوراق کتاب هنرمندان این دیار عشق و عرفان را به هم دوخته تا گنجینه ای باشد برای آیندگان تا از آن بهره گیرند.

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان، متن این یادداشت به شرح زیر است:

 نوشتن بر حقیقت های جاری در روزمره انسان های این عصر که آن را  عصر یخبندان مهربانی خوانده‌اند و بیشک  به عبادتی می ماند که بر آبی آسمان در دستانی به دعا نشسته منتظر آمین گفتن فرشتگان عشق است وعطوفت .

اگر  نگاهی عمیق به روز شمار عمرمان بیندازیم خواهیم دیدکه هر چند فصل های طبیعت می آیند و می روند و تکنولوژی چونان پیراهنی از درد بر قامت این ایام دوخته می‌شود مهربانی و عاطفه ، یکرنگی و گذشت ، در خاکستری از فراموشی مدفون شده و قلب‌ها در قطب انجماد سکنا گزیده و رفته‌رفته فصل  بریدن آدم ها از هم بر بوم  زندگی شکل می‌گیرد و ر سامان این تصویر دردناک ما خاکیان در انتظار مرگ هستیم.

 این نه شعر  و نه داستان است بلکه  حقیقت وجودی امروز زندگی انسان هایی که هر روز عمیق‌تر در دره های دنیای مجازی گم شده و به دنبال رویاهای طلایی خویش به دام اعتیاد اینترنت افتاده به گونه‌ای که خود ناباورانه دست و پا زده و هر روز بیش از دیگر روز آلوده این حجم بزرگ از مرگ مهربانی و عاطفه می شویم و چه بسیارند کسانی که لحظه به لحظه از کوچه پس کوچه های زندگی ما دور شده و ما ناباورانه به آن می نگریم که چه کانون‌های گرم خانواده ،  زندگی های عاشقانه ، چه بزرگ مردان و زنانی که قربانی این ویروس قرن شده و چنان در دام ان  غوطه ور میشوند که بسیاری از واژه های زیبا چون پدر،  مادر، خواهر ، برادر،  و اقوام از ذهنت پاک شده و شکاف دلسردی هر روز عمیق‌تر می‌شود.

 در این وانفسای عصر یخی هستند کسانی که دلشان برای مرگ مهربانی و سکوت عاطفی می تپد و با ایثار از لحظه های زندگی خویش برای تقسیم خوبی ها حرکت کرده و سبد سبد مهربانی را از پشت پرچین فراموشی جمع‌آوری و به اتاق های پر از خاطره زنان و مردانی هدیه می کنند که در غبار زمان اندک اندک گوشه گیر شده و پنجه سرد تنهایی بر پنجره دلتنگی آنان  خراش می اندازد وانان نیز با خورشید گرمی دلهایشان از این پنجره تابیده و یک سینه عاطفه بر فرش فصل‌های عمرآنان می تابانند کسانی که سفیران ترانه خوان خوبی اند و با جیب های پر از عادت عشق و غزل های نوع دوستی به تنهایی هنرمندان سرک کشیده تا طنین روح نواز یکرنگی و همزیستی فراموش‌شده را میلادی دیگر دهند.

 شاید بیش از یک دهه است که انسان هایی که در عصر یخبندان مهربانی ها قندیل سردی نبسته اند  در قالب کاروانی از سرور و شادمانی صله رحم به جا آورده و باز هم زیستن و عاشقانه خواندن و مهربانانه یکدیگر را در آغوش کشیدن را مکرر می کند.

انجمن تجلیل از هنرمندان اگر چند واژه به هم پیوسته است اما پشت این واژه ها قصه های زیبایی است که به دعا های آسمانی می ماند  ،به حرمت خاک ، و به طهارت باران آنگونه که وقتی آسمان می باراند روح تشنه کویر بوسه باران قطراتی است که بوی حیات می دهد، بوی سرسبزی،  و بوی عشق ،

انجمنی که دفتر خاطراتش پراز  نام زنان و مردانی است که عمر خویش برای رشد و تعالی فرهنگ و هنر هزینه کرده اند اما نسل امروز با آن بیگانه است

 نسلی که در اثر توسعه شهرها،  ازدیاد جمعیت، دنیای مجازی ، سقوط عاطفه ، تورم و گرانی ، چنان بر دایره خویش شناسی اسیرند  که مهلت کنکاش در گذشته را ندارد و اینجاست که حرکت انجمن معنای یافته و این ققنوسان  خفته در خاکستر خویش را میلادی دیگر می دهند.

 یحیی صمدی یکی از این انجمنی ها است که خیلی سال پیش از دوران جوانی می شناسم با ایثار و گذشت در سوگ و سور انسان‌ها همدرد و هم سفر است می کوشد تا اوراق کتاب هنرمندان این دیار عشق و عرفان را به هم دوخته تا گنجینه ای باشد برای آیندگان تا از آن بهره گیرند.

 از این رو بر آن شدم تا به دور از هر جبهه و جناحی به عنوان یک قلم زن فرهنگی و خبرنگار آزاد عرصه فرهنگ از این انسان های نسل آفتاب تجلیل کرده و بگویم با تمام تهمت ها و افترا ها و زیاده گویی ها کسانی که مرگ خورشید را آرزو می کنند.

 از اینکه فرزند انسانی دهقان و کشاورز که پینه دستانش پر  از نجابت و شرافت است و کلامش هنوز طراوت روستایش را فریاد می کند اینچنین مهربانی را بر قلب انسان‌ها تقسیم می کند  از تو و دیگر یاران نسل آفتابت سپاسگزارم و به عنوان یک پیشکسوت عرصه هنر در برابر شما و یاران همسنگرت در انجمن تجلیل کرنش و تکریم فرو آورده و چنین آواز می خوانم

هر که خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد