یادی از استاد وهاب ولی؛ پدر تاریخ عثمانی در ایران/ شهباز محسنی

مقاله- دریغا که چند روز پیش قلب یکی از دانشوران و اهالی راستین قلم، از تپش ایستاد؛ کسی که بیش از شصت سال مُمتَد در فراگیری دانش و تخصّص و غور و تعمّق در تاریخ پژوهشی، تلاشی پیوسته و درخور کرد و تأمل کرد و معلومات اندوخت و درس داد و شاگردان زیادی از اقصی نقاط کشور پرورد و آهسته و پیوسته حاصل جستجوها و تأملاتش را بر روی کاغذ آورد و هزاران صفحه نوشت و برای ما و آیندگان به یادگار گذاشت...!

مقاله- دریغا که چند روز پیش قلب یکی از دانشوران و اهالی راستین قلم، از تپش ایستاد؛ کسی که بیش از شصت سال مُمتَد در فراگیری دانش و تخصّص و غور و تعمّق در تاریخ پژوهشی، تلاشی پیوسته و درخور کرد و تأمل کرد و معلومات اندوخت و درس داد و شاگردان زیادی از اقصی نقاط کشور پرورد و آهسته و پیوسته حاصل جستجوها و تأملاتش را بر روی کاغذ آورد و هزاران صفحه نوشت و برای ما و آیندگان به یادگار گذاشت...!

​​​​​​​به قول لاهوری: ای بسا شاعر که بعد از مرگ زاد/ چشم خود بربست و چشم ما گشاد

پروفسور وهّاب ولی، با متانت و وقاری علمی و اخلاقی، به دور از بعضی غوغاسالاری های معمول در محیط های غیر دانشگاهی یا شبه دانشگاهی، آرام و دقیق و با وسواس می نوشت؛ شاید از همین رو بود که در مراسم ترحیمش در مهاباد، فقط شاهد یکی دو سخنرانی بسیار کوتاه بودیم و بس و در قیاس با دیگر چهره های پاپیولار که می شناسیم در مراسم ترحیمش از شور و هیجانهای مقطعی خبری نبود. او برای خواص اهل مطالعه می نوشت و مخاطبانش دانشگاهیان و اهل تخصص بودند و چندان هم برای توده مردم شناخته شده نبود. در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران، در 17 مهر 1398 برایش بزرگداشتی برپا شد و تنی چند از همکارانش به یاد وی و در بزرگداشتش سخنرانی کردند. فروتنی، آرامی و حُجب زیاد و گوشه گیری و خلوت فراوانش با دوستان خاموش- یعنی کتاب-، وی را از تظاهرهای معمول دور می کرد. خیلی شمرده و آهسته و آرام صحبت می کرد؛ گاه با خود فکر می کردم که او شاید ابدا در زندگی، صدایش را بلند نکرده است.

چند سال قبل، مقاله ای در باره ایل جاف برای دانشنامه جهان اسلام می نوشتم؛ در تهیه منابع، متوجه شدم که بسیاری از اطلاعات در باره ایل جاف، و همچنین کردها، در منابع ترکی عثمانی آمده است؛ و دیدم که اگر بخواهیم از تاریخ کردستان بویژه در این چند سده اخیر، بخوبی سردرآوریم بی شک باید تاریخ عثمانی را بخوبی بدانیم؛ چرا که عشایر و طوایف و امیرنشینها و امیران کُرد به علت موقعیت جغرافیایی در کشاکشهای گوناگون و فراوان تاریخی، با امپراتوری عثمانی بسیار در ارتباط یا اصطکاک بوده اند و در تذکره ها و تاریخها و منابع ترکی، اطلاعات و گزارشهای فراوانی در این باره آمده است. شاید از همین رو و برای رفع همین نیاز، بوده که استاد وهاب ولی، پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد تاریخ در تهران، دل به سفر بست و تحصیل دکترایش را در همان رشته تاریخ و در ترکیه ادامه داد و محضر برجسته ترین استادان تاریخ عثمانی را درک کرد. در مدت چهار سال اقامتش در آنکارا، در کنار تحصیل، با خانه فرهنگ ایران، در زمینه تدریس زبان فارسی و تاریخ ایران برای دانشجویان رشته زبان فارسی و تاریخ که اهل ترکیه بودند، همکاری داشت.

بی اغراق رهاورد پژوهشهای وی و آثاری که خلق کرده (چه ترجمه و چه تألیف) رفع نیاز فراوانی بود که در این حوزه پژوهشی یعنی حوزه آناتولی، در ایران وجود داشته است.

دکتر ولی علاوه بر تألیفات عدیده، به واسطه تسلطی که بر زبانهای ترکی آذری، ترکی استانبولی و انگلیسی داشت آثار باارزشی نیز ترجمه کرده است.

برای نمونه، کتابی با عنوان «قراقوینلوها» نوشته پروفسور فاروق سومر را از ترکی به فارسی برگردانده که در سال 1369 در مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی منتشر شده است. فاروق سومر، استاد گروه تاریخ دانشگاه آنکارا واستانبول بود و یکی از برجسته ترین پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ترک در دهه های اخیر به شمار می رفت. وهاب ولی، در مقدمه کتاب، به نکته حایز اهمیتی اشاره کرده می نویسد:«در تاریخ سرزمین کهنسال ایران، دوره های ناشناخته و مبهمی وجود دارد که پژوهندگان از شناخت و معرّفی کامل آن بازمانده و یا اصولا فرصتی برای روشن نمودن این ناشناخته ها نیافته اند. این نقص طبعا تاریخ مدوّن و طولانی این سرزمین را در دوره هایی خاص با گسیختگی، و در نتیجه با وقفه و ابهام در تسلسل منطقی تاریخی مواجه کرده است. یکی از دوره های مبهم و ناشناخته تاریخ ایران، دوره قدرت نمایی و حکومت سلسله های قراقوینلو و آق قوینلو است. در کتاب حاضر از سلسله ای سخن گفته می شود که در زمان تسلطشان، تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، با توجه به کمبود مآخذ و منابع، در تاریکی و ابهام قرار داشته و مدتها نیز به همین منوال باقی ماند. می توان ادعا نمود کتاب حاضر- که می توان آن را در نوع خود کم نظیر دانست- حاوی اطلاعاتی است که به احتمال قریب به یقین، تاکنون در هیچ یک از کتابهای تاریخی ایران، به آنها برخورد نشده است. امید می رود که این کتاب خود مقدمه ای برای محققان جهت شناخت بیشتر این دوره از تاریخ ایران باشد».(مقدمه کتاب قراقوینلوها،ص 10).

از دیگر آثاری که استاد وهاب ولی برگردانده کتاب مهمّ تاریخ عثمانی در چهار جلد اثر پروفسور اسماعیل حقی اوزون چارشِلی است. اسماعیل حقی اوزون چارشِلی متوفی سال 1975 است که علاوه بر تاریخ عثمانی، کتابهای دیگری چون تشکیلات کانون قاپی توپی، تشکیلات دربار عثمانی، تشکیلات مرکزی و بحریه دولت عثمانی و امرای مکه مکرمه را دارد.

عناوین تاریخ عثمانی عبارتند از:

1.از تشکیل دولت عثمانی تا فتح استانبول2- از فتح استانبول تا مرگ سلطان سلیمان قانونی، 3- از جلوس سلطان سلیم دوم تا معاهده کارلوفچه، 4- عصر زوال تا اواسط قرن شانزدهم

- اوضاع امپراتوری از اواسط قرن شانزدهم تا اواخر قرن هفدهم معرفی شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی و آثار آنها

در این اثر، تاریخ امپراتوری عثمانی از بدو تأسیس تا اواخر قرن هجدهم میلادی، مورد بررسی قرار گرفته و صحیح ترین و کامل ترین تاریخی است که تاکنون در این باره نوشته شده است.

مترجم فقید ما، در مقدمه جلد دوم کتاب تاریخ عثمانی، به چند نکته مهم اشاره می کند که گویای دقّت و احاطه و نگاه تحلیلی و نقدگونه اوست و نشان می دهد که وی مترجمی صرف نبوده بلکه گاه بر رویکرد و روش تاریخ نگاری مؤلف هم ایراد می گیرد؛ «همان گونه که از عنوان پیداست، حوادث بیش از یک قرن از امپراتوری عثمانی را دربرمی گیرد. این امپراتوری آنچنان رو به توسعه و گسترش نهاد و به اوج قدرت رسید که دولتهای اروپایی معاصر سلاطین آن دوره عثمانی را به لرزه انداخت. اما مطلبی که خواننده عزیز بالطبع با آن روبه رو خواهد شد، قضاوتهای یکجانبه توأم با تعصب مؤلف است. در این کتاب در اغلب موارد، مسایل و نتیجه گیری های انجام شده، کاملا یکجانبه و متعصبانه صورت گرفته است. البته این تعصب در مورد عثمانیان و کارهایشان از نقطه نظر مورخ و یا مؤلفی ترک احتمالا موجه جلوه می کند، حتی در مورد به اصطلاح فتوحات جنگها و قضاوتهای انجام شده، در بخشی از اروپا جای گله برای ما باقی نمی گذارد، و قضاوتش بر عهده محققان و مورخان غربی بویژه اروپایی است. اما در مورد ایران، این کوچک بینی و حقیر شمردن آن، بویژه در مورد حکومت صفوی(اوایل دوره صفوی) و مهم جلوه ندادن آن از طرف مؤلف به هیچ وجه صحیح به نظر نمی رسد. زیرا وظیفه هر محقق و مورّخی، در مرحله نخست، زیر پا گذاردن هر نوع تعصب و یکجانبه نگری در خصوص حوادث و مطالبی است که مورد بررسی قرار می دهد. غرض ورزی و یکجانبه نگری هرمحقق و پژوهشگری در هرموردی لطمه ای شدید به حقیقت مطلب وارد می کند و این امر نیز کاملا آشکار است که سبب تحریف و حتی به بی ارزش بودن تحقیقات می انجامد. یکجانبه نگری و غرض ورزی مؤلف از این پیداست که به طور مثال در بخش تاریخ و جغرافیا، هنگام بحث در باره ادریس بتلیسی(بدلیسی) می نویسد: نوشته وی همانند تاریخ های ایران، سرشار از مبالغه است و...» همچنین درباره انگیزه سلاطین عثمانی و نقد دیدگاه مؤلف، می نویسد که «نویسنده تلاش کرده که نشان دهد جنگهای سلاطین عثمانی در راه اسلام و برای گسترش اسلام بوده است نه توسعه طلبی و اقتصاد سیاسی. در حالی که نخستین چیزی که از محتوای مطالب، جنگها، شکستها، و پیروزیهای عثمانیان دستگیر می شود و می توان از آن نتیجه گیری کرد جنبه اقتصادی بودن این جنگها و به استثمار کشیدن دیگر ملتهاست و حتی برای به قدرت رسیدن و تکیه بر جای پدر دادن، تا جایی می رسد که شاهزاده برای از بین بردن برادرش، به پاپ- دشمن خونی دینی اش- متوسل می گردد!»

با این حال تاریخ عثمانی پروفسور اسماعیل حقی چارشلی، که حجمش حدودا سه هزار صفحه است حاوی اطلاعات مهم و ذی قیمت و وسیعی است از خلافت گسترده و طولانی مدتِ سلاطین عثمانی و برای محققانی که علاوه بر تاریخ عثمانی، می خواهند از تاریخ دیگر جاها از جمله ایران و کردستان و امیرنشینان کُرد و غیره هم سردرآورند منبع مهمی است.

مجموعه عواملی چون دانش آموختگی و پژوهشهای میدانی و تألیفات و ترجمه های فراوانی که استاد وهاب ولی داشته اند از ایشان شخصیتی کاملا آشنا و خبره به تاریخ عثمانی ساخته بود و به گمانم در این حوزه کسی به سطح دانش و تخصص وی در این زمینه در بین استادان نمی رسید.

ناگفته نگذارم در زندگی افراد، به مصداق آیه قرآنی «و عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» یا مثل معروف«عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» اتفاقاتی می افتد که به خیر می انجامد؛ به قول حافظ «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/ شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد». پس از دانش آموختگی و بازگشت به کشور، وی در 1349 در دانشگاه فردوسی جذب و استخدام می شود پس از دو سال و نیم کار تدریس، ساواک با ادامه کارش در دانشگاه مخالفت می کند. خوب است دلیل این امر را کمی توضیح دهم. یک بار وی از مصاحبت دوساله اش با دکتر علی شریعتی و بودن در اتاق کار مشترک با وی، در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی خاطراتی برایم نقل کرده بود؛ البته با طرز تلقّی و تفسیرهای ایدئولوژیک شریعتی از تاریخ، اصلا و ابدا موافق نبود، و می گفت با خودش هم زیاد بحث می کرد و معمولا ذکر اختلافاتش با دکتر علی شریعتی را با لبخند معناداری تمام می کرد! دریغا مشغلات فراوان من و غفلت از آینده و مرگ ناگهانی ایشان، فرصت پرسیدن بیشتر را از ما گرفت که شاید بازگویی بیشتر آن و دانستنش ذی قیمت بود. شاید فعالیتهای شریعتی در دانشگاه مشهد و آتش حساسیت فراوان ساواک، دامن بعضی دوستان شریعتی از جمله دکتر وهاب ولی را هم گرفت و با ادامه کارش در مشهد مخالفت شد؛ لذا مشهد را ترک کرد و به تهران آمد و پس از مشکلات و پیگیری های فراوان، ابتدا در بخش اداری وزارت علوم مشغول به کار شد. پس از انقلاب اسلامی، از 1358 تا سال 1360 به عنوان مدیر کل دفتر امور دانشجویان داخل و مدیرکل دفتر وزارتی وزارت خدمت می کند؛ در 1360 پس از استعفا از مقام مدیر کلی، به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی(پژوهشکده تاریخ ایران بعد از اسلام)، انتقال می یابد و عهده دار مسؤولیت تحقیق در تاریخ کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز می شود و علاوه بر ادامه تحقیقات، تا زمان بازنشستگی(1380) در چند دانشگاه معتبر در تهران و قم در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به تدریس مشغول می شود.

به شهادت آثارش، بی گمان استاد وهاب ولی را باید در زمره معدود محققان برجسته و ممتاز تاریخ عثمانی دانست.

وی علاوه بر تخصصی که در تاریخ عثمانی داشت؛ آثاری هم مربوط به تاریخ عمومی تألیف کرده است؛ از جمله اثری چهار جلدی با عنوان «ادیان جهان باستان» که کاری است گروهی. البته وی فقط بخش تاریخ کشورهای مورد بحث را نوشته است بحث های تخصصی مربوط به ادیان را دیگر استادان ادیان نوشته اند.

ادیان جهان باستان(جلد اول شامل چین و هند)، جلد دوم (مصر و بین النهرین) که با همکاری یوسف اباذری، زهره بهجو، مراد فرهادپور تألیف کرده است. گفتنی است در جلد نخست این کتاب، بحثهای تاریخ چین باستان (از صفحه 23 تا 62) و تاریخ هند باستان (از صفحه 147 تا 208) و در جلد دوم، تاریخ مصر باستان(از صفحه 1 تا 62) و تاریخ بین النهرین (از صفحه145 تا 199) نوشته دکتر وهاب ولی است و بحث های مربوط به ادیان و اعتقادات مربوط به دیگر همکارانش است. جلد سوم این اثر مربوط به ادیان ایران باستان است که این کتاب را با مشارکت خانم میترا بصیری تألیف کرده. تاریخ ایران باستان از قبل از مادها تا پایان اشکانیان(پارتیان) مرور شده و در ادامه، ادیان مهم این دوره بررسی شده است؛ مانند زروان، آیین میترا(مهر پرستی)، آفرینش در اساطیر ایرانی، زرتشت، زناشویی در آیین مزدیسنا، آیین تدفین، طبقات مردم در ایران باستان، اوستا، کیش مادها، دین هخامنشیان، دین پارت ها(اشکانیان). همچنین کتاب، جلد چهارمی دارد در باره ادیان یونان و روم که طبق روال، بخش تاریخی یونان و رومِ آن به قلم دکتر ولی است.

از دیگر کارهای مشترک وی کتابی است با عنوان«ایرانشناسی و ایرانشناسان کشورهای مشترک المنافع و قفقاز» که با الهامه مفتاح نوشته اند و شامل بحث در باره ایران شناسی در میان دانشمندان جمهوری های تشکیل دهند شوروی سابق می شود و از جمله در باره رساله پیگولوسکایا در باره شهرهای ایران و تحقیق پطروشفسکی در باره نهضت سربداران خراسان بحث شده است. همچنین در این کتاب، مراکز مطالعات ایرانشناسی، مراکز تدریس زبان فارسی و مراکز کتاب ها و اسناد خطی فارسی و آثار هنری و باستانی ایران در روسیه، آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان و گرجستان معرفی شده اند و در ابتدای هر بخش نیز پیشینه روابط تاریخی – فرهنگی این جمهوری ها با ایران نیز بررسی شده است.

از دیگر کتابهای وی نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان وادب فارسی در ترکیه، قفقاز و سیاست امپراتوری عثمانی، تاریخ بلخ از غزنویان تا مغول، اوغوزها، غزها نوشته پروفسور فاروق سومر و قفقاز و سیاست های امپراتوری عثمانی نوشته جمال گوگچه، و تاریخ پیامبران دروغین در صدر اسلام نوشته بحریه اوچ اوک، قابل ذکرند.

همچنین مقالاتی چون جلوه هایی از فرهنگ ایرانی در آناتولی پیش از اسلام، ابن تومرت و موحدون، روند اصلاحات در امپراتوری عثمانی، مرو در دوره خلفای راشدین، تأثیر اندیشه های ابن خلدون بر تاریخ نگاران عثمانی، مفهوم تاریخ در منظومه فردوسی، امپریالیسم و تخریب فرهنگی اقتصادی در جهان سوم، فایده و ارزش تاریخ، نشو و نمای ایران به مثابه یک حکومت ملی، مدرس، تاریخ و سیاست، نگاهی به تشکیلات دولتهای قراقوینلو و آق قوینلو، مرو در دایرة المعارف اسلام، تاریخ نگاری در دوره تیموریان. مقالات مروری دیگری هم با عنوان مدخل های«ترکیه، پیری رئیس (ناوبر، جغرافی دان ، نقشه کش و دریاسالار معروف ترکیه عثمانی در سده 16 میلادی)، تراکیه(یا تراس، قسمت شمالی یونان باستان که امروزه در جنوب بلغارستان و شمال شرق یونان و قسمتی از ترکیه قرار دارد)، بوردور(نام شهر و استانی در ترکیه)، بورسه(بورسا، نام از شهرهای ترکیه)، پِچَوی (ابراهیم پِچَوی، مورخ و وقایع نگار عثمانی در سده دهم)، پریزرن (شهری در کشور کوزوو) ، پریلپ (شهری در جمهوری مقدونیه) و خُتَن (شهر یا واحه ای در چین، امروزه مرکز ولایت ختن در سین کیانگ) برای دایرة المعارف بزرگ اسلامی نوشته است.

در روزهای اخیر و پس از درگذشت این محقق ارجمند، در ستایش از ایشان، مطالبی چند، نوشته و منتشر شد؛ عباراتی را از یکی از شاگردانش، دکتر فریدون نوری، که به گمانم حاوی نکات گویا و آموزنده ای است نقل می کنم:«انسانی نجیب، الگویی از یک انسان فرهیخته، اندیشمند، متواضع و معلم توانا و اهل نظر و بغایت فروتن و ساده زیست بود. کسانی که در توفیق حضور در کلاسهای وی در باب تاریخ عثمانی، مغولان و ترکان و تاریخ سده های میانه ایران و تاریخ قفقاز را یافته اند و یا آثار مکتوب ایشان را مطالعه نموده اند می دانند که حجم معلومات و داشته های وی در این حوزه ها و تسلط دقیق و علمی و روایت موشکافانه و بدیع ایشان از این بخش از تاریخ ایران و جهان اسلامی تا چه اندازه اعجاب برانگیز و کم نظیر بود.

دقت و حساسیت و سختگیر علمی ایشان و تأکید بر رعایت اصول و موازین علمی و تحقیقی از مهم ترین ویژگیهای سلوک ایشان در راهنمایی و ارشاد دانشجویانش در تدوین و نگارش رساله ها بود. طرفه آنکه در میانه بحثهای علمی و تخصصی هرگاه احساس می کرد مخاطب وی خسته و یا از درک موضوع وامانده است با لبخندی آرام و متین توصیه های علمی اش برای تلطیف فضای گفتگوها را با طنز و نکته های بدیع همراه می نمود و صمیمت فضای جلسه را دو چندان می نمود.

در حاشیه گفتگوهای مربوط به کار از مسایل مختلف دیگری همچون آسیب های موجود در تحقیقات تاریخ، تنگ نظری های آزاردهنده و غیر علمی در برخی حوزه ها، آفت های درافتادن محقق در دام پیش فرض ها و تصورات ذهنی، ضرورت جامع نگری در تدوین تاریخ ادوار مختلف، خلأ تاریخ نگاری علمی در کردستان، پیوستگی و درهم تنیدگی تاریخ کردها و ایران و اهمیت شناخت تاریخ ایران و عثمانی برای درک درست از تحولات تاریخ کردها و... سخن ها رفت و ما درس ها آموختیم».

علاوه به کتابهایی که تألیف و ترجمه کرده است مقالات فراوانی هم ترجمه و تألیف کرده که بعضا با همکاری دانشجویان یا همکارانش بوده است که ذکر می کنیم؛

مقالات تألیفی:

تأثیر اندیشه های ابن خلدون بر تاریخ نگاران عثمانی و روش تاریخ نگاری عثمانیان، تحقیقات تاریخ، زمستان 1368، شماره 3

نقش هنر در بازآفرینی واقعیت اجتماعی ایران عهد مغول، مجله فردوسی، 1351، شماره 32

بسوسه، طریقتی از آسیای مرکزی، ایران شناخت، پاییز 1376، شماره 6

امپریالیسم و تخریب فرهنگی اقتصادی در جهان سوم، فرهنگ 1371، شماره 12

جنگ و صلح، فرهنگ 1370، شماره 9

روند اصلاحات در امپراتوری عثمانی(از تنظیمات تا مشروطیت)، فرهنگ اندیشه، سال اول بهار 1380 شماره 1

مدرس، تاریخ و سیاست، مجله فرهنگ، پاییز 1375، شماره 19

مرو در دوره سلجوقیان، مجله تحقیقات تاریخی، پاییز و زمستان 1371، شماره 6و7.

مقالات ترجمه ای:

جریانهای فکری در امیرنشینهای آناتولی و دولتهای قراقوینلو و آق قوینلو، اسماعیل حقی اوزون چارشلی، مجله تحقیقات تاریخی، بهار و تابستان 1369، شماره 4و5

فایده و ارزش تاریخ، آرنولد توین بی، مجله تحقیقات تاریخی، تابستان 1368 .

تاریخ نگاری در دوره تیموریان، فلیکس تایور، تحقیقات تاریخی، پاییز 1368 شماره 2

قزلباش، عبدالباقی گلپینارلی، فرهنگ، 1366، شماره 1

افسانه ماناس یادگاری از فرهنگ قرقیزها، عبدالقادر اینان، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دوره دورم، پاییز 1374، شماره 1

مفهوم تاریخ در منظومه فردوسی ، جی کی فون گروم بام، فرهنگ، پاییز 1369 شماره 7

ابن تومرت و موحدون، انور یلدرم، مجله تاریخ اسلام، 1381، شماره 90

نشو و نمای ایران به مثابه یک حکومت ملی، جی. ا. بویل، مجله ایران شناخت 1375، شماره 2

جهانشاه قراقوینلو، مکرمین خلیل ینانج، مجله فرهنگ، پاییز 1375، شماره 19

نگاهی به تشکیلات دولتهای قراقوینلو و آق قوینلو، اسماعیل حقی اوزون چارشلی، مجله تحقیقات تاریخ، 1372، شماره 8

مرو در دایرة المعارف اسلام، ا. پاکولوفسکی، مجله تحقیقات تاریخی، پاییز و زمستان 1371، شماره 6و7

بعضی از مقالات مشترک:

عوامل بازدارنده توسعه فرهنگی در آسیای مرکزی، الهامه مفتاح و وهاب ولی، فصلنامه پژوهشی آسیای مرکزی و قفقاز، دوره دوم، بهار 1373، شماره 40

مرو در دوره خلفای راشدین از سقوط ساسانیان تا بنی امیه، آزرمیدخت مشایخ فریدنی و وهاب ولی، تحقیقات تاریخی، پاییز و زمستان 1361، شماره 2

جلوه هایی از فرهنگ ایرانی در آناتولی پیش از اسلام، زهرا ربانی و وهاب ولی، فصلنامه علوم انسانی دانشگاه الزهرا، 1382، شماره 46و47

ایشان علاوه بر اینها، راهنما، مشاور، و داور پایان نامه های زیادی بوده ؛ و شاگردان زیادی را تعلیم و پرورش داد که اینک غالبا در رشته تاریخ درجای ­جای کشور، استاد هستند.

گفتنی است دکتر وهاب ولی، فرزند عزیز ولی، و متولد 1317 در مهاباد بود که در سوم مهرماه 1398 در هشتاد و یک سالگی به رحمت ایزدی پیوست. پیکر وی در قطعه نام آوران آرامستان بوداق سلطان مهاباد به خاک سپرده شد.

پروفسور عباس ولی، استاد پیشین علوم سیاسی دانشگاه ولز انگلستان، که اکنون در دانشگاه بو گازجی استانبول به تدریس فلسفه سیاسی مدرن و جامعه شناسی سیاسی و تاریخی خاورمیانه مشغول است برادر کوچکتر اوست. همچنین دکتر شهاب ولی، دانش آموخته رشته ادیان از دانشگاه پاریس که اکنون در دانشگاه ماردین ترکیه مشغول است فرزند ایشان می باشد.

جا دارد مصیبت فقدان این محقق برجسته را به جامعه علمی کشور و خانواده گرامی وی و مردم مهاباد و کردستان تسلیت عرض کنم و از خداوند منان خواهان آمرزش و شادی روحش شوم.

منابع:

اوچ اوک، بحریه،(1364)، تاریخ پیامبران دروغین در صدر اسلام، ترجمه وهاب ولی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

اوزون چارشلی، اسماعیل حقی، (1388، چ 2)، تاریخ عثمانی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

سومر، فاروق،(1390)، تاریخ غزها(ترکمن ها)، تاریخ تشکیلات طایفه ای و حماسه ها، ترجمه وهاب ولی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.

سومر، فاروق،(1369)، قراقوینلوها، جلد اول، ترجمه وهّاب ولی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

نوری، فریدون،(1398)، یادنامه ای برای پروفسور وهاب ولی، در پاسداشت نجابت و فرزانگی، مقاله منتشر شده در سایت اینترنتی فراتاب.

ولی، وهاب و دیگران،(1372)، ادیان جهان باستان، ج 1و2، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

گوگچه، جمال،(1373)، قفقاز و سیاست امپراتوری عثمانی، ترجمه وهاب ولی، تهران: مرکز مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز وزارت امور خارجه.

 

​​​​​​​منبع: زریان موکریان