سایه کرونا بر سر اقشار فرودست شهر مهاباد /جمال محمدزاده

سرویس آذربایجان غربی- ویروس کرونا همان گونه که تاکنون نشان داده است، هرچند شوخی بردار نیست، اما در عالم واقع با فرودستان ابدا از روی مهر رفتار نمی کند و شدیدا بر علیه طبقه فقیر موضع طبقاتی دارد.

سرویس آذربایجان غربی- ویروس کرونا همان گونه که تاکنون نشان داده است، هرچند شوخی بردار نیست، اما در عالم واقع با فرودستان ابدا از روی مهر رفتار نمی کند و شدیدا بر علیه طبقه فقیر موضع طبقاتی دارد.

در سال های اخیر شهر مهاباد توسعه و پیشرفت چشمگیری را تجربه کرده؛ به ویژه از دهه 80 شمسی خیز بلندی برای رهایی از مدار توسعه نیافتگی برداشته است. این شهر به سرنمون الگوی توسعه در میان شهرهای کردنشین تبدیل شده است. در بحران کرونا، بار دیگر مدنیت خود را به محک آزمایش گذاشت و سربلند بیرون آمد. به حکم همین خصیصه توانست موقعیت و وجهه خود را موجه تر از پیش نماید، و به همان نسبت خود را از دسترس دورتر کرده است. اما هنوز تا رسیدن به شهر توسعه یافته راه درازی در پیش دارد.

ویروس کرونا زنگ خطر را که به صدا درآورد، بر پاشنل آشیل آن شهر هم انگشت تهدید نهاد: حاشیه نشینان.

موضوعی که از دیرباز چالش جدی، پیش روی دولتمردان محلی شهر بوده است. بنابر آمارهای غیررسمی بیش از یک چهارم ساکنان شهر مهاباد در این مناطق به سر می برند. این محلات اغلب در حومه شهر و مناطق کم تر توسعه یافته آن قرار دارد، و به همان نسبت مردمان زیادی را در دل خود جای داده است. مشاغل کارگری و رده پایین مشخصه اصلی آنهاست. 

«الریش بک» جامعه شناس شهیر آلمانی، کتابی دارد تحت عنوان «جامعه مخاطره آمیز». وی در فصلی از این اثر یادآور می شود که مخاطرات اثر بومرنگی دارد. فقیر و غنی هم نمی شناسد. از این رو می تواند فارغ از سن، جنس، موقعیت اجتماعی، رنگ، نژاد همه را درگیر نماید. نقل قول مشهوری که از همان روزهای آغازین اعلام رسمی ویروس کرونا در ایران، بارها شنیده ایم.

مدعایی که هر چند رگه های از واقعیت را در خود نهفته دارد اما تمام حقیقت نیست. حقیقت این است که این ویروس همان گونه که تاکنون نشان داده است، هرچند شوخی بردار نیست، اما در عالم واقع با فرودستان ابدا از روی مهر رفتار نمی کند و شدیدا بر علیه طبقه فقیر موضع طبقاتی دارد. به تعبیر دقیق تر، ریشه نامهربانی و بی رحمی این ویروس به جایگاه و موقعیت نازل این قشر بر می گردد. اقشاری که از قضا در پایین هرم جامعه قرار دارند. و صد البته در مواجهه با خطرات و تهدیدها شکننده ترند.

قصه کرونا که شروع شد، به تدریج بازار عمده شهر مهاباد را به سمت تعطیلی کشاند. شهر را در محاق فرو برد. سفره ها را بیش از پیش خالی کرد. سختی و تنگدستی را بر شمار کثیری از مردم تحمیل نمود. در مقابل، به حکم غریزه بقا، بسیاری نسبت به این بیماری بی تفاوت و بی ملاحظه شدند. بالاخص کارگران روزمزد و کسانی که نان شبشان با کار روزانه شان گره خورده است. 

اینک که فقر پاشنه خود را بر در خانه گذاشته و امنیت روانی ساکنان آن را بر هم زده است؛ مواجهه با کرونا به مساله مرگ و زندگی تبدیل شده است. 

با این اوصاف، این مناطق و طبقات فرودست ساکن در آن مستعد آسیب پذیری بیش تری اند. پرسشی که اینک مطرح است؛ جامعه چه فکری برای اقشار فرودست و بی خانمان شهر مهاباد کرده است؟