از کمدی روز مرد تا تراژدی روز پدر /دکتر جعفر احمدی

این یادداشت به قلم دکتر جعفر احمدی جامعه شناس و مدرس دانشگاه در ارومیه نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

این یادداشت به قلم دکتر جعفر احمدی جامعه شناس و مدرس دانشگاه در ارومیه نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

 ​​​​​​​ به عنوان یک دانش آموخته ی جامعه شناسی واکنش کاربران فضای مجازی به مناسبت های تقویمی و روزهای خاص چون روز زن ( مادر)، معلم، مهندس، پرستار و پزشک و روز مرد (پدر)، دختر و ... همواره برایم تامل برانگیز و قابل توجه  بوده است. بر همین اساس  همیشه توجه خود را معطوف به کنش ها و واکنش های مردم در برخورد با این روزها و مناسبت ها  می کنم. چرا که از رهگذار این برخوردها، نگاه به انسان و جایگاه آن درجامعه شکل می گیرد. پی بردن و شناخت نگاه مردم هرچند ما را به حقیقت امر (انسان بودن) نمیرساند ولی  واقعیت های اجتماعی مهمی را پیش روی ما می گذارد. فضای مجازی هم فرصت مغتنمی است جهت دسترسی به افرادی با موقعیت های اجتماعی مختلف و دیدگاههای متفاوت؛ تا واکنش آنها را نسبت به این روزها مورد مداقه و بررسی قرار داد.

اکنون که مصادف با روز مرد یا پدر است؛ واکنش کاربران فضای مجازی به این روز، هم سویه ای کمدی و هم تراژدی  دارد. آنجا که صحبت از روز مرد است بعد کمدی آن برجسته می شود و آنجا که روز پدر است بعد تراژدی آن بازنمایی می شود. ارسطو معتقد بود که نگاه کمدی به انسان، مردم را فروتر از آنچه که هست نشان می دهد و نگاه تراژدی آن را برتر و بالاتر. اما در این موضوع خاص مگر بین مرد و پدر چه تفاوتی است؟

هر انسان مذکری می تواند هم نقش مرد و هم نقش پدر را داشته باشد. اینجا تفاوت در نگاه به این نقش هاست. مخاطب نقش پدری فرزندان اند، آنها پدر را در موقعیتی فراتر از خود و حتی در مقام یک اسطوره و قهرمان قرار می دهند. فرزندان روحیات و اخلاقیات خود را زیرمجموعه ای از روحیات و اخلاقیات قهرمان خود می بینند برهمین اساس او را شرافتمند، بزرگ و بهترین انسان روی زمین می بینند. در مقابل، کسانی که این روز را ( مرد) در یک قالب کمدی توصیف می کنند، زنان هستند. درواقع مرد برای زن، مرد است و اگر از موقعیت  زنانه به نقش مرد نگاه کنیم، نگاه از جایگاه فراتر به فروتر خواهد بود. این همان تقابل قدرت مردانه و زنانه است که در زندگی ما جریان دارد و هر مرد و زنی آن را تجربه می¬کند.

اما کدام جایگاه واقعی تر است.؟ مردانی که یک جفت جوراب می ارزند؛ یا پدرانی که الهه ی خوبی ها و اسطوره های مردانگی و ازخودگذشته گی هستند؟ واقعیت این است که زندگی ما سرشار از چنین تضادهای نقشی است و داریم با این تضادها زندگی میکنیم. درواقع این موقعیت ماست که دیدگاه ما را نسبت به یک موضوع مشخص می کند و گرنه یک مرد، یک پدر است. اگراز موقعیت زنانه به آن نگاه کنیم او را مضحک و کمدی می بینیم چرا که در تقابل با قدرت زنانه قرار می گیرد و درنتیجه باید جایگاه فرودست تر داشته باشد. اگر از موقعیت یک فرزند به مرد نگاه کنیم او تمام سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را دراختیار فرزندش گذاشته است تا او قدرتمند شود. اینچنین است که پدر نماد ازخود گذشته گی، ایثار و اسطوره خوبی¬ها می شود.

در نتیجه، نگاه ما به انسان نه آنچنان طنزآلود و نه آنچان تراژدیک است که به دیگران وانمود می کنیم. شاید این نشان می دهد که خوانش و نگاه ما براساس اندیشه های انسان گرایانه رشد پیدا نکرده است. ما همچنان خوانشی منفع طلبانه نسبت به پدیده های زندگی داریم. به همین خاطر من نگاه کمدی به مرد را به نگاه تراژدی به پدر ترجیح می دهم. چرا که در نگاه کمدی باید از قدرت اندیشه کمک گرفت تا بتوان جایگاه مرد را به سخره گرفت.