حملات ترکیه به کردهای سوریه و منافع کشورها !!/ دکتر ابراهیم هوشیار

مقاله – این یادداشت به قلم ابراهیم هوشیار دانشجوی ترم آخر دکترای علوم سیاسی نگاشته و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

مقاله – این یادداشت به قلم ابراهیم هوشیار دانشجوی ترم آخر دکترای علوم سیاسی نگاشته و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

​​​​​​​سوریه کشوری است که بیش از چند دهه به وسیله  ی خانواده ی اسد اداره گردیده و در سطح داخلی و خارجی فراز و نشیب های زیادی به خود دیده است؛ از لحاظ مذهبی با داشتن تقریباً 15% شیعه و 70% درصد سنی و دو قومیت مشخص که کُردها تقریبا 8 الی 10 درصد  و بقیه ی جمعیت این کشور را اعراب و قومیت های کوچکتر تشکیل می دهند زمینه  های اختلافات در آن وجود دارد.

در این که امروز وضعیت و بحران  سوریه را جنبش اجتماعی یا انقلاب یا شورش های ناکام  نامید باید دقیق تر بررسی شود و منتظر ماند که در آینده  تحلیلگران واندیشمندان علوم سیاسی و اجتماعی آن را بیشتر در کدام ویژگی های مورد نظر جای خواهند داد. اما آنچه از نظر نگارنده مهم است، حملات گسترده  تر کیه وهماهنگ  با بازیگران بین المللی و منطقه ای به مناطق تحت کنترل نیروهای کرد هم پیمان امریکا ونیروهای ایتلاف می باشد .یعنی تحلیل نقش بازیگران خارجی در این حملات وپیامدهای ان و پیگیری اهدافی است که آن ها دنبال می کنند و گرنه شاید به جرأت می توان گفت در هر کشوری «حاشیه  ای شدن، شکاف غنی و فقیر، همراه با آگاه تر شدن از وضعیت خود، مردم را به سوی انقلابی از انتظارات برآورده نشده رهنمون کرده است» (۱)  اما وضعیت مشابه سوریه در هر کشوری دیگر از جانب کشورها با نگاهی متفاوت تر نگریسته می شود، چنانکه در این کشور اتفاق می افتد. به نظر می رسد اردوغان با پیگیری سیاستهای بلند پروازانه وشروع حملات گسترده به خاک کردستان  سوریه ,غیر مستقیم بسیاری از  کشورهای خارجی چه «در سطح ابر قدرت مطلق جهانی مانند ایالات متحده  آمریکا و چه در سطح قدرت های بزرگ نسبی و جهانی مانند چین و روسیه و فرانسه و ... و چه در سطح قدرت های متوسط نسبی منطقه مانند ایران و اسرائیل»(۲) در آن نقش ایفا کرده و پیگیر اهداف ملی خویشند تا بتوانند بر رقیبان خود پیروز گردند.

1- ایالات متحده  ی آمریکا و اسرائیل

امریکا این کشور ابر قدرت  جهانی  پس از پایان جنگ سرد و خصوصاً پس از حادثه  ی 11 سپتامبر بیشترین تمرکز را در منطقه ی خاورمیانه داشته و دارد و بسیاری از انگیزه  های مشخص آن مانند «حمایت از اسرائیل، صلح خاور میانه، ممانعت از گسترش سلاح های کشتار جمعی، کنترل تروریسم، نفت»(۳) در آن حتمی است. اما واقعیت این است که آمریکا کنترل انرژی اروپا، نظم نوین جهانی (آمریکایی) گسترش اندیشه  های لیبرالیسم، تفوق (Dominance) بر دیگر کشورها به ویژه کشورهای مخالف خود را در سر می پروراند و اینک که سوریه در چنین بحرانی قرار گرفته وبا تایید پیدا وپنهان او مورد حمله  ترکیه واقع شده،  آمریکا می خواهد آن را تبدیل به فرصتی کرده تا بتواند بیشترین بهره  برداری را از این روابط تنش زای  سوریه _ ترکیه  داشته باشد. بهره  هایی چون:

الف) حمایت از رژیم اسرائیل

آمریکا دلیل حمایت خود را از اسرائیل جدا از اشتراکات ایدئولوژیک اندیشه  های لیبرالیسم با این کشور , به این دلیل هم بیشتر پیگیری می  کند که سوریه متمایز از بیشتر کشورهای عربی خاورمیانه، بیشترین چالش را با اسرائیل و آمریکا دارد. سوریه  ای قوی می تواند همراه نفوذی که در لبنان دارد، امنیت این کشور یهودی و دارای آرمان های لیبرالی غربی در کشورهای مسلمان منطقه را به خطر بیندازد. چرا که هیچکدام از آمریکا و اسرائیل نمی خواهند سوریه در منطقه و به ویژه در لبنان صاحب ابتکار سیاسی شود، زیرا «چنین اتحادی بین لبنان و این کشور و برتری سوریه باعث عقب نشینی اسرائیل از بلندی های جولان و یا آرامش لبنان خواهد شد»(۴) و این وضعیت هیچگاه به نفع اسرائیل مورد حمایت آمریکا و کشورهای غربی نبوده و نخواهد بود.پس حملات ترکیه وتضعیف سوریه برای اسراییل مهم است.

ب) ضربه زدن به اتحاد ایران و سوریه

پیروزی انقلاب اسلامی و مقابله  ی ایدئولوژیک نظام جدید انقلابی با رژیم اسرائیل و به رسمیت نشناختن آن از سوی حکومت ایران نقطه  ی اشتراکی بود با دولت سوریه که خواستار مقاومت و باز پس گیری بلندی  های جولان و در تنگنا قرار دادن اسرائیل به وسیله  ی اهرم های سیاسی در دسترس خود بود. یعنی تهدید مشترکی به نام اسرائیل، برای دو کشور ایران و سوریه کافی بود که بتوان گفت: «ایران و سوریه به رغم اهداف متفاوت خود ... اتحاد استراتژیک را مستحکم  کرده  اند»(۵) حال که حملات ترکیه باعث افزایش تنش و بحران سوریه می شود به نظر می رسد کشورهای غربی به ویژه آمریکا و اسرائیل خوشالحند تا بتوانند از وضعیت کنونی این درگیریها از یک طرف بیشترین ضربه را به اقتدار سوریه و ایران بزنند واز طرف دیگر اهداف بلند مدت  خاورمیانه ایشان عملی گردد. واقعیت هم نشان می دهد که ایران و سوریه و یاران نزدیک به آن ها جانب مقاومت و سازش ناپذیری را هدف خود می دانند و در نتیجه از هر وسیله  ای برای ضربه زدن به منافع اسرائیل وحامیانش  قدم بر می دارند. یعنی «این دو کشور (ایران و سوریه) ازنفوذ اجرایی بالایی در اراضی اشغالی برخوردارند که می توانند اسرائیل را در تنگنا قرار دهند»(۶) و این حملات  در کاهش توان و اقتدار سوریه بی تاثیر نیست  هرچند شاید سوریه در اینده بتواند با مذاکره با ترکیه تمامیت ارضی خود را باز یابد.

2- جمهوری اسلامی ایران:

در منطقه  ی خاور میانه ایران جزء کشورهایی است که حاضر به پذیرش هژمونی (برتری) اندیشه  های غربی به ویژه آمریکا نیست. در نتیجه سد معبر و مانعی اساسی در برابر آرمان ها و اهداف این کشورها به شمار می رود. جمهوری اسلامی ثابت کرده است که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد، مخالف حضور آمریکا درسوریه, عراق و افغانستان است، صلح خاورمیانه را با این شیوه قبول ندارد، دیدگاهی جداگانه نسبت به تغییرات کشورهای عربی بیان می دارد,تاثیر ونفوذ زیادی در کشورهای منطقه بدست اورده است و ... یعنی ایران حاضر نیست به عنوان یک بازیگر حاشیه ای ( By stander) در نظر گرفته شود و به همین دلیل بارها از جانب آمریکا مورد اتهام قرار می گیرد که «ایران حداکثر تلاش خود را برای تضعیف روند صلح خاورمیانه انجام می دهد، ایران حامی  حزب  الله لبنان است که به مخالفت مسلحانه خود با صلح خاورمیانه ادامه می دهد، ایران کمک های مالی قابل توجهی در اختیار حماس و جهاد اسلامی فلسطین قرار می دهد»(۷) در نتیجه ایران در بحران سوریه به دنبال اهداف زیر می باشد:

الف) جلوگیری از تغییر نظام  وحفظ تمامیت ارضی سوریه. چرا که ایران و این کشور علیه آمریکا و اسرائیل اتحاد و منافع مشترک دارند.

ب) تثبیت خودمختاری نیم بند کردها در سوریه  ، از لحاظ استراتژیک باعث اسیب به منافع ایران در منطقه و در بلند مدت موجب بروز حساسیتهای امنیتی سیاسی در داخل  خواهد بود. در نتیجه تلاش جمهوری اسلامی برای شکست آمریکا , کاهش قدرت کردها , جلوگیری از نفوذ تجاوز ترکیه  منطقی به نظر می رسد.

ج) در طول تاریخ معاصر اتحاد امنیتی ترکیه ,عراق ,ایران و سوریه و ارتباط با روسیه موزانه ای منطقی در منطقه ایجاد خواهد کرد که از زیاده  روی  های آمریکا و گسترش نفوذ کشورهای تحت حامی  این ابر قدرت  جلوگیری خواهد کرد.  و حملات ترکیه احتمال شکنندگی این اتحاد  را افزایش و اعتماد فی مابین را کاهش  میدهد.

د) با حملات ترکیه به مناطق کردنشین سوریه , ثبات و استقلال  سوریه بیشتر اسیب پذیر می شود و احتمالاً بحران  وتنشهای قومی را در منطقه افزایش خواهد داد و به یقین منافع کشور ایران نیز به نوعی در تضاد با چنین حملات وایجاد بحران های مذهبی و قومی است.

3- ترکیه:

اگر بخواهیم روابط سوریه با کشور ترکیه را بررسی کنیم زمینه  های ملموس شکنندگی این ارتباط را می توان درک کرد. زمینه  هایی چون ...

-  اختلاف بر سر تقسیم آب رودخانه فرات

-  همراهی ترکیه با امریکا در جریان بحران چند ساله ی اخیر سوریه و نوع مبارزه با تروریسم

- ارتباط امنیتی و استراتژیک با اسرائیل

-  حمایت سوریه از حزب کارگران کردستان (PKK)

در ظاهر امر گزینه  ی آخر یعنی حمایت های اطلاعاتی، مالی، آموزشی سوریه از PKK زمینه ی عصبانیت ترکیه را ازاین کشور به وجود آورده است زیرا مشخص بود که از دهه هشتاد، تأسیس، آموزش و اعزام نیروهای PKK که درگیر حملات خشونت آمیز با ترکیه است از سوریه شروع گردیده و به قولی 25 درصد نیروهای این تشکل نظامی و چریکی ضد ترکیه  ای، کردهای سوریه هستند و تصرف زود هنگام شهرهای کُرد نشین سوریه توسط مخالفان، ظاهراً این ادعا را ثابت کرده است.

حال که از نظر ترکیه کشور همسایه سوریه جزء حامیان گروه PKK  بوده و «اجازه  ی آموزش در خاک خود، ارائه  ی سلاح ، کمک های مالی و آموزش عمومی توسط حکومت سوریه ... »(۸) را به این گروه داده است چگونه انتظار روابط دوستانه را از هر دو کشور خواهیم داشت؟

اینک که سوریه دچار چنین بحرانی شده است به نظر می رسد ترکیه در پی جبران ضررهایی است که گروه PKK ، شاخه های زیر مجموعه ان و سوریه به آن وارد ساخته  اند. ضررهایی چون: کاهش گردشگری به دلیل مشکلات امنیتی، انفجارهای پی در پی لوله  های نفتی و گاز، شکاف ملی در ترکیه، چالش با اتحادیه  ی اروپا و ... و شاید به همین خاطر باشد که ترکیه، جزء اولین کشورهای منطقه بود که از بحران سوریه بهره برداری نموده و با نیروهای مخالف بشار اسد هماهنگ شده، حمایت های لجستیکی به مخالفان کرده، افکار عمومی منطقه و جهانی را علیه بشار اسد تحریک (Instigation)  کرده تا شاید به نوعی هم به سوریه ضربه زده و هم مشکلات داخلی  خویش را پنهان نگه دارد. واینک در وضیعیت شکننده وتضعیف سوریه با حملات گسترده به کردهای این کشور به بهانه ایجا د منطقه امن ونابودی گروههای مخالف منافع ترکیه , خواستار گسترش حوزه نفوذ واستراتژیک خویش است.

4- چین و روسیه

این دو کشور در ظاهر امر مخالف هرگونه اقداماتی برای تغییر رژیم (Regime Change)  سوریه  وحملات ترکیه به این کشور هستند و دلایل آن به نظر می رسد، موارد زیر می باشد:

-  رقابت سنتی مبارزه ایدئولوژیک این دو کشور با هژمونی سرمایه  داری آمریکا

- وجود پایگاه نظامی روسیه در خاک سوریه

-  کسب منافع مالی و سوء استفاده های اقتصادی این دو کشور در مواقع بحران از کشورهای جهان سوم

-  ترس از گسترش تغییر رژیم ها و حرکت این تغییرات به سوی آمریکایی شدن منطقه

به همین دلایل است که این دو کشور در ظاهر امر از یک طرف از ابقای بشار اسد و رفرمیسم و بازسازندگی (Reformation- Reconstruction)  با سمینارهای ظاهری  ژنو  , استانبول  و....حمایت  می کنند و در باطن حمایت های نظامی، سیاسی و مالی خود را از بشار اسد دریغ نمی  ورزند.  از طرف دیگر با حملات محدود ترکیه در جهت نابودی  نیمه خودمختاری کردها , برای باز یابی حفظ  تمامیت ارضی سوریه مخالفتی ندارند.

امروزه وجود مشکلات وبحرانهای منطقه ،  عدم درک کشورها از منافع ملی یکدیگر و ثبات منطقه برای ایجاد این تغییرات، نقش کشورهای فرامنطقه ای .... زمینه  های بحران را فراهم کرده است و متأسفانه حملات غیر مسولانه ونامتعارف ترکیه به کردها  کشور سوریه را در وضعیت بغرنج قرارداده  است و به نظر می رسد سوریه باید هر چه سریعتر از مجاری بین المللی , گفتگو با مخالفان، مذاکره فوری با ترکیه , برآورده کردن خواسته  های عقلایی و یاقبول پیشنهاد جمهوری اسلامی برای اصلاحات و ... می تواند راه گشای حل بحران سوریه وجلوگیری بیشتر حملات ترکیه باشد. و به یقین حرکت سرکوب  اقوام و  مذا هب  در جهان امروز کار ساز نیست چون «رژیمی که در زمینه  ی اعمال حاکمیت بر سرزمین خود ناتوان بوده است در آخرین راه به زور متوسل می شود که این عمل عمیق تر شدن حرکت مخالفت آمیز با رژیم را موجب می گردد،،(۹)

اما به نظر می رسد اقدمات دولتمردان آمریکادر جهت نشان دادن چراغ سبز به حملات ترکیه ,وپشت کردن به کردها ,همچنین محکومیت جهانی ومنطقه ای این حملات در بلند مدت به نفع سوریه وبه زیان ترکیه و امریکا خواهد بود؟ هر چند چنین پیش بینی را بایدبه آینده موکول کرد. اما آنچه مهم است «تغییر رژیم مسئولیت های اقتصادی، سیاسی، نظامی پس ازآن به دولت آمریکا تحمیل خواهد کرد و شکست در تحقق این مسئولیت ها نه تنها خیانت به افرادی محسوب می شود که به آزادی دست یافته  اند ... بلکه حامل تکوین تهدیدهای آینده محسوب می شود»(۱۰).

نتیجه:

به نظر می رسد شروع حملات به کردها از جانب ترکیه واحتمالا گسترش بحران سوریه جدا از خواسته ها و سرنوشت مردم، بعضی کشورهای خارجی در آن ذی نفع  اند که هر کدام شاید منافع خویش را دنبال می کنند و این پیگیری منافع برای بعضی ها در تغییر رژیم بشار اسد و برای بعضی ها در ابقای آن است، اما آنچه کشور جمهوری اسلامی باید به دنبال آن باشد کسب منافع و امنیت ملّی است و آن هم میسّر نخواهد شد مگر آنکه سیاست حکیمانه، مدبرانه و همراه با ارتباط با کشورهای همسوی خودبرای توقف حملات بیشتر ترکیه پیگیری کند تا بتوانند موازنه  ای قوی و منطقی در منطقه ایجاد کنند چرا که به نظر می رسد ازیک طرف امنیت در سوریه برای ما اساسی و استراتژیک است تا از این حیاط خلوت بتوانیم علیه دشمن مشترک یعنی، اسرائیل و آمریکا منافع خویش را پیگیری کنیم و از طرفی دیگر ایران باید بدنیتی  های آمریکا و غربی  ها را نسبت به خود بعد از سوریه را از یاد نبرد که نشانه  های آن در تبلیغات مسموم، گسترش تحریم ها علیه ایران، فشارهای شورای امنیت، ممانعت از پیگیری انرژی هسته ای ایران و ... تجلی این بدبینی  هاست و امید که با سیاستی عقلایی و صبورانه با اتمام جنگ وخشونت,  پایان بحران سوریه به نفع این کشور و منافع ملی جمهوری اسلامی رقم بخورد.

 

منابع:

1-   راجرز، پال ـ زوال کنترل: امنیت جهانی در قرن 21 ـ ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی ـ مژگان جبلی ـ تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی ـ چاپ اول  ـ 1384 ـ ص 187.

2-   سیف زاده، حسین ـ معمای امنیت و چالشهای جدید غرب ـ تهران مرکز چاپ و انتشارات وزارت خارجه ـ چاپ اول ـ 1383 ـ ص 67.

3-   حسینی، حسن ـ طرح خاورمیانه بزرگ ـ تهران مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ـ چاپ اول ـ 1383ـ ص 33.

4-   کسمایی، علی اکبر ـ جنگ داخلی لبنان ـ تهران ـ انتشارات امیرکبیر ـ چاپ اول ـ 1360 ـ ص 101.

5-   اسپوزیتو، جان. ال ـ انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن ـ ترجمه  ی محسن مدیر شانه چی ـ تهران  مرکز بازشناسی ایران ـ چاپ اول ـ 1382 ـ ص 150.

6-   یزدان فام، محمود ـ آمریکا پس از 11 سپتامبر ـ تهران پژوهشکده ی مطالعات راهبردی ـ چاپ اول ـ 1384 ـ ص 204.

7-   کسینجر، هینری ـ دیپلماسی آمریکا در قرن 21 ـ ترجمه ابوالقاسم راه چمنی ـ انتشارات مطالعات و تحقیقات بین  المللی ابرار معاصر ـ تهران چاپ دوم ـ 1383 ـ ص 326.

8-   سیف زاده، همان ـ ص 183.

9-   اشنایدر، کریگ ـ امنیت و راهبرد در جهان معاصر ـ ترجمه اکبر عسگری صدر ، فرشاد امیری ـ پژوهشکده ی مطالعات رهبردی ـ چاپ اول ـ 1385 ـ ص 309.

10 یزدان فام، محمود ـ همان ـ ص 248.

 

 

این یادداشت بیانگر نظرات نویسنده آن است و انتشار آن در سایت زریان موکریان به معنی تایید محتوای آن نیست