چرا آیت الله مردوخ مدعی مخالفت کردستانی ها با مشروطیت شد؟

کوردانه- آیت الله مردوخ در متن بیانیه ی که در نزد محمد علی شاه قاجار قرائت کرد گفت:  … ما سه نفر که دیروز غروبی از طرف سه صد هزار نفر جمعیت کردستان به تهران آمده‌ایم فقط برای همین آمده‌ایم که به زمامداران دولت و ملت عرض نمائیم، ملت ایران عدم لیاقت خود را به تمام دنیا ثابت و اعلان نمودند که برازنده مشروطیت نیستند

کوردانه- آیت الله مردوخ در متن بیانیه ی که در نزد محمد علی شاه قاجار قرائت کرد گفت:  … ما سه نفر که دیروز غروبی از طرف سه صد هزار نفر جمعیت کردستان به تهران آمده‌ایم فقط برای همین آمده‌ایم که به زمامداران دولت و ملت عرض نمائیم، ملت ایران عدم لیاقت خود را به تمام دنیا ثابت و اعلان نمودند که برازنده مشروطیت نیستند

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان؛ شیخ محمد مردوخ فرزند شیخ عبدالمؤمن مردوخ در ۱۲۹۷ ه.ق (۱۲۵۶ خورشیدی) متولد شد.

پدرش سِمَت امامت جمعه سنندج را بر عهده داشت. در ۱۲ سالگی پدر شیخ محمد مردوخ درگذشت و از همان زمان شیخ محمد مردوخ عهده‌دار امامت جمعه سنندج شد. آشنایی مردوخ با زبان‌های عربی و انگلیسی موجب شد تا وی بتواند با تحولات فرهنگی و اقتصادی آن دوره آشنا شود. در سن ۳۰ سالگی مردوخ ماشین چاپی به سنندج وارد کرد و روزنامه اتحاد را در این دوران منتشر کرد. شیخ محمد مردوخ در حوادث مشروطه کردستان و سال‌های پس از آن نقش مهمی داشت. از نظر انتشار و ترجمه کتاب نیز شیخ محمد مردوخ آثار زیادی منتشر کرد. مجموع آثار منتشرشده و ناشده ایشان را حدود ۱۱۵ جلد کتاب بر شمرده‌اند. شیخ محمد مردوخ در سال ۱۳۵۴ خورشیدی و در سن ۹۸ سالگی دار فانی را وداع گفت

آشنایی اهالی سننندج و پیوستن آن‌ها به موج مشروطه‌خواهی مصادف با انتصاب میرزا اسمعیل‌خان ثقه‌الملک به حکومت کردستان اردلان (استان کردستان کنونی به جز گروس) در عهد محمدعلی شاه است.

شیخ محمد مردوخ خود در این خصوص در کتاب تاریخ کرد و کردستان چنین گزارش می‌دهد: «ثقه‌الملک بر حسب ظاهر از طرف دولت حکومت داشت، اما در باطن از طرف ملیون و طرفداران مشروطیت مأمور بود که اهالی کردستان را باوضاع مشروطیت آشنا نموده این منطقه را ضمیمه قوای ملی بسازد.»

مردوخ از گرایش ثقه الملک به مشروطیت استقبال می کند و می گوید که بعد از سفر به شهر زور و جمع آوری اطلاعات از وضعیت مشروطه خواهان عثمانی به ایران باز می گردد و فعالیت های خود را در راستای جنبش مشروطیت آغاز می کند.

در مدتی که شیخ مردوخ در سفر بوده اند تعدادی از اهای سنندج به همراه علما انجمنی به نام هیئت کارگران تشکیل می دهند.مردوخ سردسته این گروه را حاج شیخ یحیی و حاج شیخ بقاء (مظهرالاسلام) معرفی می‌کند.

در ۲۷ رمضان سال ۱۳۲۵ ه.ق مردوخ و گروهی دیگر از علمای سنندج و عده‌ای از اعیان شهر انجمن صداقت را تشکیل دادند. در دوم ذیقعده ۱۳۲۵ پس از رأی‌گیری مخفی در جلسه عمومی انجمن با رأی اکثریت اعضا شیخ محمد مردوخ به ریاست انجمن صداقت برگزیده شد.

در بیان‌نامه افتتاحیه این انجمن مشروطه‌طلب چنین آمده است:

«به تجربه هم ثابت شده است اگر پادشاه خوب باشد ملت و مملکت را به اوج سعادت می‌رساند و اگر بد باشد ملک و ملت را به اسفل السافلین مذلّت و ضلالت می‌کشاند. بنابر این پیشوایان اسلام و قائدین اسلام و قائدین ملت مرحومه هم چاره و علاج حفظ بیضه اسلام را منحصر به این دانسته‌اند که سعی کنند پادشاه اسلام و سرچشمه اسلامیت مانند دوره خلفاء راشدین پاک و مسلمان باشد. یا اگر مسلمان پاک پیدا نشد لااقل شرط و قیدی برای رفتار و گفتار پادشاه نامسلمان قرار دهند که مسلمانان از اوضاع نامسلمانی او مصون و محفوظ باشند. یعنی خودسرانه و افسار گسیخته به جان و مال مردم نیافتد و عرض و ناموس جامعه را طعمه آتش هوا و هوس خود نسازد، مقصود اصلی کلمه مشروطهفقط و فقط همین است و بسکه برگزیدگان و برجسته‌گان قوم به ترتیب مخصوصی انتخاب یافته در یک مجمعی که آن را دارالشورای مملکتی می‌گویند جمع شده موادی چند برای محدود کردن اختیارات شاه نالایق یعنی نامسلمان می‌نویسند که مانند شاه مسلمان با مسلمانان رفتار کند. آن موارد را قانون و این ترتیب را ترتیب مشروطیت و آن دولت را دولت مشروطه می‌گویند و مقصود و مرام ما پیشقدمان مشروطیت نیز همین است که اساس کیف مایشایی پادشاه ناشایسته و حکام سوء مبدل به اساس مشروطیت شود که احدی بدون مجوز شرعی یا قانونی دخل و تصرف در اموال مردم نکند. امراء و حکام ظلم وتعدی ننمایند. علما و قضات از جاده شریعت منحرف نشوند. احکام اسلامی را به معرض مزایده و بیع و شراء نگذارند. فتوای ناحق ندهند. ناسخ و منسوخ ننویسند. مال صغار و ایتام و اوقاف نخورند. برای خوردن مال مردم به حیله‌های شرعی و قیل و قال و کلاه کاغذی نپردازند.»

شیخ مردوخ معتقد است که انتشار این بیانیه به عنوان نخستین بیانیه برای تبلیغ شروطیت در کردستان، اولین بمبی بود که بر علیه مستبدان ترکید.

با اوج گیری تحولات در عرصه مخالفان و موافقان جنبش مشروطه، شیخ مردوخ برای ملاقات با نخبگان و فعالان مشروطه در تهران به این شهر سفر می کنند.

در رباط کریم، نزدیکی تهران، شیخ محمد مردوخ تلگرافی خطاب به شیخ فضل‌الله نوری ارسال کرد و ورود خود را به تهران خبر می‌دهد.

مردوخ، شیخ فضل‌الله را ایران‌مدار وقت معرفی و تأکید می‌کند تا این زمان هیچ سابقه آشنایی با او نداشته است.

با رسیدن مردوخ به منزل شیخ فضل‌الله در تهران معلوم شد که شیخ فضل‌الله به دلیل احترام به میهمانان کُرد خود جمعی از آقایان علمای تهران از قبیل امام جمعه، ظهیرالااسلام، سلطان‌العلما، شیخ عیسی چاله‌میدانی‌، شیخ جعفر گلپایگانی و گروهی دیگر را هم دعوت کرده بود.

در این جلسه شیخ فضل‌الله از مردوخ خواست در جلسه روز بعد باغ‌شاه همراه با شیخ فضل‌الله و گروهی دیگر شرکت کند. به محض پایان میهمانی و عزیمت میهمانان به منزلشان، مردوخ مشغول نوشتن لایحه (متن سخنرانی) خود در حضور شاه شد.

متن لایحه مردوخ نشانی از هم‌رأیی بخشی از علمای سُنی مذهب ایران با گروهی دیگر از روحانیان شیعه هم‌چون شیخ فضل‌الله نوری است. در این لایحه مردوخ  با اشاره به محسنات مشروطیت و متکی‌شدن متقابل دولت و ملت به یکدیگر می‌نویسد:

 «بر همین اصل و زمینه بود که دولت قوی شوکت ایران با کمال میل و صمیمیت دستخط مشروطیت را به ملت داد و عموم علما و پیشوایان مملکت هم این حُسن پیشامد را با چهره‌های باز و آغوش‌های گشاده استقبال نمودند و طرفدار مشروطیت شدند. چه شد که یک مرتبه آن وحدت و صمیمیت مبدل به نفرت و دویّت شد…هیچ سبب دیگری نبوده جز اینکه ملت نادان ایران قدر این نعمت را ندانسته به مفاد (ان الانسان لیطغی ان راه استغنی) شروع به جسارت و هرزگی و عربده و یاوه‌درایی نمودند. آنچه نباید بگویند گفتند و آنچه نباید بکنند کردند. به جای شکر و سپاس بر علیه دولت مقاله‌ها نوشتند. روزنامه‌ها چاپ کردند. شب‌نامه را منتشر ساختند. برای شاه بمب انداختند که بالاخره دولت را از لطف و عطوفتی کرده بود پشیمان و از بذل توجهات ملوکانه نادم ساختند. علما هم از جهالت و جفتک‌انداختن ملت رم کرده از رأی خود برگشتند که بالنتیجه کار به بمباردمان مجلسیان کشید و صدای طبل بدنامی و غریو کوس نادانی و عدم لیاقت ملت ایران در فضای جهان و سامعه جهانیان منعکس و طنین‌انداز گشت که نه تنها اهالی کردستان بلکه عموم خردمندان با وجدان ایران را از مشروطه و مشروطه‌طلبی نادم و پشیمان ساختند و این گنج شایگان را به رایگان از دست دادند… ما سه نفر که دیروز غروبی از طرف سه صد هزار نفر جمعیت کردستان به تهران آمده‌ایم فقط برای همین آمده‌ایم که به زمامداران دولت و ملت عرض نمائیم، ملت ایران عدم لیاقت خود را به تمام دنیا ثابت و اعلان نمودند که برازنده مشروطیت نیستند. مملکت ایران هم بیش از این تاب عربده و نادان بازی ملت جاهل را ندارد. صریحا عرض می‌کنم تا ملت ایران کاملا بیدار نشوند و از روی علم و معرفت پی به حقوق خود نبرند شایسته مشروطیت نیستند.»

در این مجلس، مردوخ نظر خود را نه نظر شخصی یا اجتهاد خود بلکه رأی عمومی مردم کردستان اعلام می‌کند و می‌گوید: «رأی ما شخصی نیست رأی عمومی است. ما از طرف مردم یک منطقه اینجا آمده‌ایم… رأی خودمان را باید علنی و برملا بگوئیم که اهالی کردستان تصور نکنند ما به آن‌ها خیانت کرده‌ایم».

در واقع این جریان نقطه تلاقی نظر و رأی بخشی از روحانیون سنی مذهب و علمای برجسته شیعه ایرانی در مخالفت با مشروطیت بود.

 

انتهای پیام/