کار‌های خطرناکی که به نام علم انجام شده است!

برخی دانشمندان برای اثبات نظریه‌ها و فرضیات خود خطر کرده و آزمایش‌های علمی را روی خود اجرا کرده اند، با این باور که با این روش بهتر می‌توانند جوانب امر را بسنجد و از سوی دیگر فکر می‌کنند که دیگران موش آزمایشگاهی آنان نیستند. در این گزارش چند نمونه از این آزمایش‌های خطرناک را می‌خوانیم.

برخی دانشمندان برای اثبات نظریه‌ها و فرضیات خود خطر کرده و آزمایش‌های علمی را روی خود اجرا کرده اند، با این باور که با این روش بهتر می‌توانند جوانب امر را بسنجد و از سوی دیگر فکر می‌کنند که دیگران موش آزمایشگاهی آنان نیستند. در این گزارش چند نمونه از این آزمایش‌های خطرناک را می‌خوانیم.

به گزارش زریان موکریان به نقل از تابناک با تو؛  برخی دانشمندان برای اثبات نظریه‌ها و فرضیات خود خطر کرده و آزمایش‌های علمی را روی خود اجرا کرده اند، با این باور که با این روش بهتر می‌توانند جوانب امر را بسنجد و از سوی دیگر فکر می‌کنند که دیگران موش آزمایشگاهی آنان نیستند. در این گزارش چند نمونه از این آزمایش‌های خطرناک را می‌خوانیم.

۱. خودجراحی آپاندیس

در فوریه سال ۱۹۲۱ میلادی یک جراح آمریکایی به نام «ایوان اونیل»، تمایلش را برای انجام جراحی روی خود برای درمان آپاندیس حادش ابراز کرد. ایوان می‌خواست بداند آیا جراح می‌تواند فقط با استفاده از بی حسی موضعی جراحی انجام دهد یا نه، این عمل نزدیک سی دقیقه طول کشید.

۲. درک ساز و کار وزن و متابولیسم و...

یک فیزیولوژیست ایتالیایی به نام «سانتوری» در سال ۱۵۶۱ میلادی، علاقه زیادی داشت تا ساز و کار جسم در جذب غذا را دریابد. مثل هر کشف علمی همه چیز با یک سؤال آغاز شد: جسم چه میزان از غذا را جذب و چه مقدار از آن را دور می‌ریزد و دفع می‌کند؟! به همین دلیل او شروع به وزن کردن غذا‌هایی کرد که می‌خورد و دفع می‌کرد! سانتوری دریافت که در مقابل خوردن هر هشت پوند گوجه فرنگی، سه پوند گوجه فرنگی دفع می‌شود و با این وجود اضافه وزنی هم ندارد. برخی سانتوری را کاشف چیزی می‌دانند که امروزه به آن متابولیسم گفته می‌شود.

۳. راهبی که می‌خواست پرواز کند

یک مورّخ قرن دوازدهمی به نام «ویلیام الیسیر» داستان راهبی به نام «المر» را برای ما ثبت کرده است. المر عشق پرواز داشت، او بال‌هایی برای خود ساخت و روی دست و پاهایش کار گذاشت و به بالای دیر «مالسبوری» رفت و از آنجا پایین پرید، نتیجه چیزی نبود جز شکستگی دست و پاهایش، راهب شکست خود را اینگونه توجیه کرد: یادم رفته بود برای خودم دُم بگذارم. فراموش کردن دم بیش از شکستن دست و پا او را زجر می‌داد.

۴. روش عجیب برای آزمایش غیرواگیر بودن بیماری

دانشمندی به نام استوبنز پس از انتشار بیماری تب زرد در فیلادلفیا و مرگ ۱۰ درصد از ساکنان این شهر، شروع به پژوهش درباره این بیماری کرد. او برای اثبات این که تب زرد واگیردار نیست و از فردی به فرد دیگر منتقل نمی‌شود استفراغ بیماران و خون آن‌ها را در زخم‌های باز بدنش ریخت و توانست نظریه اش مبنی بر این که تب زرد واگیردار نیست و فقط از طریق پشه منتقل می‌شود را اثبات کند.