در حاشیه مرگ کارگر بوکانی

  کار خانوادگی؛ بدون عنوان خانواده، بیرون از قانون /احمد غلامی

 سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم «احمد غلامی» دبیر بوکانی و دکترای جامعه شناسی نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

 سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم «احمد غلامی» دبیر بوکانی و دکترای جامعه شناسی نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

​​​​​​​امروز برای ما شاید شنبه اول هفته و آغاز یک روز کاریِ نو بود، اما برای رسول سلطانی کارگر فصلی که در یکی از باغهای میاندوآب کار می کرد، پایان تمام تلاشهای طاقت فرسایی بود که در نهایت ره به جای نبرد. او درست جلو چشمان همسر بیمار و دختر خردسالش که آنها هم کارگران فصلی بودند، از روی درخت سقوط کرد و جان خود را از دست داد.

فصل پاییز برای بسیاری از مردم مناطق کوردنشین آذربایجان غربی، فصلی است برای کار در باغهایی که فاقد هر نوع ایمنی کار و بیمه ای هستند. نوع جدیدی از کار، آنهم کار خانوادگی، در حال حاضر بخشی است از حیات اقتصادی مردم این مناطق. از 5 صبح تا 7 غروب یک خانواده در کنار هم اند، اما در محیطی کاری، بدون هیچ بیمه و امیدی، بدون هیچ آتیه ای، بدون عنوان "خانواده"، و تنها تحت نام کارگر.

خانواده سه نفره سلطانی، به همه این ناامیدی ها دل بستند، تا شاید زندگی تداوم بیابد. زندگی با تمام سختی و ناامیدیهایش هنوز امیدوار کننده بود، اگر رسول در کنار همسر بیمار و دخترش، نگین می بود. زندگیِ این کارگران بیرون از قوانین کارگری و حمایتی چقدر به سادگی به مغاکی ترسناک برای مُردن های زودرس تبدیل شده است.