مرگهای سریالی در جاده های کردستان / دکتر صلاح الدین خدیو

سرویس مقاله- این یادداشت به قلم دکتر صلاح الدین خدیو فعال مدنی مهاباد نوشته شده و در کانال تلگرامی وی به نام شارنامه منتشر شده است.

سرویس مقاله- این یادداشت به قلم دکتر صلاح الدین خدیو فعال مدنی مهاباد نوشته شده و در کانال تلگرامی وی به نام شارنامه منتشر شده است.

​​​​​​​همین الان که این سطور را می نویسم، رسانه ها گزارش دادند که در تصادفی در محور پاوه ـ روانسر چهار نفر کشته شدند. پریروز هم چهار نفر در تصادفی در نزدیکی مهاباد جان باختند.

هفته گذشته هم بوکان شاهد از دست رفتن چهار جوان برومند بود.

 تصادفات دلخراش و مرگهای سریالی در جاده ها، عوامل مختلفی دارد، اما در کردستان ایمن نبودن جاده ها و فقدان آزادراه در هیچ یک از محورهای عمده، عامل اصلی است.

▫شاید دو هفته قبل بود که احمد زیدآبادی که گذارش به آذربایجان افتاده بود،  در کانال تلگرامیش با شگفتی از دوبانده نبودن محور مراغه ـ قره آغاج نوشت: زیدآبادی که شاهراهها و محورهای مواصلاتی استاندارد تهران و استانهای مرکزی ایران را دیده، حق داشت که از دیدن یک جاده معولی پرتردد متعجب شود. هرچند احتمالا دلیل تعلل در تکمیل این محور، بهره برداری از مسیر جایگزین آن یعنی آزادراه میانه ـ میاندواب است که در آینده عملا آن را از حیز انتفاع می سازد.

در مقام یادآوری باید گفت تمامی محورهای کردستان ایران از نوع جاده مراغه ـ قره آغاجند که روزنامه نگار تهرانی را سرخورده و شگفت زده کرده بود.

طرفه آنکه بیست سال قبل که می خواستند مسیر ارومیه به مهاباد را به آزادراه تبدیل نمایند، با تصمیم مقامات محلی نام آن به بزرگراه ارومیه ـ میاندواب تبدیل شد.

طبعا با این نیت که بدون آنکه به مهاباد برسد از جاده فرعی در 17 کیلومتری شهر، آن را دور بزند و مستقیم به میاندواب برود. این در حالیست که از صدها سال قبل در تمامی اسناد و سفرنامه ها نام این جاده ارومیه ـ میاندواب بوده است!

همین نکته بیانگر آنست که چگونه تبعیض، تعارض منافع و در سطحی عمومی تر فساد با سرنوشت طرحهای ملی بازی می کند.

درست 25 سال قبل در همین روزها جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان که در حال زمینه سازی برای بستن اتحادی استراتژیک با ایران و پشت کردن به متحد سابقش ـ حزب دمکرات کردستان ایران ـ بود، خطاب به حزب مذکور گفت: عملیات شما در ایران نه تنها امنیت وجودی اقلیم کردستان را بعنوان پشت جبهه به خطر می اندازد، بلکه عملا بی دستاورد هم هست! چرا که تعداد تلفاتی که سالانه می گیرد، از تعداد قربانیان روزانه تصادفات جاده های ایران کمتر است!

ناگفته نماند که آنزمان ایران پس از ترکیه بالاترین آمار قربانیان تصادف در جهان را داشت.

از قضا ترکیه هم همزمان با یک جنبش مسلحانه کردی درگیر بود و از این منظر قیاس طالبانی، فارغ از میزان دقت آن درباره آن هم صدق می کرد. بگذریم که نوعی ارتباط درونی هم میان دو بخش معادله در هر دو کشور وجود داشت.

ترکیه اما سراسر دهه نود و سالهای آغازین سده جدید را به یک نهضت عظیم راه سازی تبدیل کرد و با ساماندهی معابر، از رکوردداری تصادفات جهان خارج شد.

اگر مساله سوریه و کیش شخصیت اردوغان نبود، یحتمل "گشایش کردی" سال 2012 نیز ناکام نمی شد و دوباره از " راه" به " چاه " نمی افتاد و در هر دو بخش معادله کذایی طالبانی برنده می شد.

الغرض! راهها پیشانی سیاست و نگاه کشور به منطقه و بخشی از مردم آن مملکتند. راه سازی و پل سازی تنها حرکت در مسیر توسعه اقتصادی نیست، گامی در جهت تالیف قلوب هم هست.

این راهها شایسته یک زیست انسانی نیستند. درنگ بیشتر از این جایز نیست. باید فساد و تبعیض را را از میان برداشت و همین امروز به جاده ها رسید. فردا خیلی دیر است!