ججوخان سردار کرمانجی که فارس ها به او نادرشاه دوم می گفتند

شخصیت نگار- ججو خان یکی از خوانین بزرگ کرمانج است که در زمان قاجار در منطقه خراسان و در شهر درگز قد علم کرد و جان خود را برای استقلال و آزادی ایران فدا کرد. ججو خان در تاریخ و در میان فارس‌ها و مردم روسیه با نام نادر شاه دوم و روح نادر شاه شناخته می‌شود.

شخصیت نگار- ججو خان یکی از خوانین بزرگ کرمانج است که در زمان قاجار در منطقه خراسان و در شهر درگز قد علم کرد و جان خود را برای استقلال و آزادی ایران فدا کرد. ججو خان در تاریخ و در میان فارس‌ها و مردم روسیه با نام نادر شاه دوم و روح نادر شاه شناخته می‌شود.

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان، ججو خان یار و یاور مردم بیچاره و بی کس بود، آن مرد بزرگ کورد سال‌های طولانی در برابر ظلم دولت قاجار و نامردی‌های آن‌ها و روس‌ها ایستادگی کرد تا جان خود را در این راه از دست داد. زمانی که ججو خان بزرگ کشته شد دشمنان سر او را از تنش جدا کردند و به مسکو فرستادند و تزار روس در کاسهٔ سرش شراب نوشید و جشن برپا کرد. ججو خان در میان کرمانج خراسان و ترک‌های درگز و قوچان خوب یاد می‌شود و نام او هنوز هم کار می‌کند

مقاومت ججوخان

ججوخان، فرزند الله وردی بیگ، فرزند ججو بود، ججو در نوجوانی پدرش را از دست داد و حکومت درگز مقام پدرش را به او تفویض نمود و به حکومت میانکوه (در منطقه درگز) منصوب شد، زیرا اهالی آن جا کرد بودند و شورش می‌کردند. در آن زمان روسیه و انگلیس کاملاً بر تصمیم‌گیری‌ها ی ایران اثرگذار بودند. ججوخان پس از مدتی قصد داشت وارد قوچان شود و نیروهای ملی را علیه روس‌ها بسیج نماید، پس از بمباران حرم امام رضا (ع)، روسهای تزاری که ججوخان را مخالف اهداف و امیال تجاوز کارانه خویش می‌دیدند، در صدد دستگیری ججو برآمدند، ججو در اسفند ۱۲۹۰ خورشیدی دستگیر شد ولی پس از مدتی از زندان روس‌ها گریخت. ججو مبارزه علیه روس‌ها را ادامه داد، به پاسگاه‌ها و پایگاه‌های آن‌ها در نواحی مرزی شبیخون می‌زد و افسران و سربازان روس را می‌کشت و اسلحه و مهمات آن‌ها را بین سواران خود تقسیم می‌نمود، روس‌ها از دولت احمد شاه خواستند که ججو را دستگیر کند ولی دولت گفته بود این کار از عهده ما ساخته نیست.

پس از این جریان، روس‌ها تمام نیروهای خود را علیه ججو بسیج کرده و به تعقیب او فرستادند. تعقیب‌ها مؤثر واقع نشد. ججو، به عنوان یک ایران دوست روس ستیز محبوب مردم بود؛ ججوخان یاور ستم دیدگان بود و در حمله ملخ‌ها انبارهای محتکرین را شکست و گندم را بین فقرا و بیچارگان تقسیم می‌کرد

جَجوخان سردار ملی کُرمانج

انقلاب مشروطیت یک رویداد ناتمام دمکراسی خواهی حق محور در تاریخ معاصر ایران است. قیام مشروطهٔ ایران مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطهٔ قانونمند رخ داد و منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب اولین قانون اساسی ایران شد. در منطقهٔ کرمانج شمال خراسان مردم به رهبری ججوخان در راستای دفاع از خواسته‌های بحق مشروطه به پا خواستند. ججوخان سردار ملی کرمانج (شمال شرق ایران) در نوجوانی پدرش را از دست داد. در هنگام انقلاب مشروطیت در سال ۱۹۰۶ میلادی حکومت سنتی و محلی کرمانج مقام سنتی پدرش را به او تفویض نمود، بدینسان او رسمأ به حکمرانی منطقه کرمانج به مرکزیت میانکوه منصوب شد. در آن زمان روسیه و انگلیس کاملأ بر تصمیم گیری‌های ایران اثرگذار بودند. ججوخان پس از مدتی در صدد انتقال مرکزیت حکومت محلی کرمانج به شهر قوچان (مرکز تاریخی حکومت محلی کرمانج از سال ۱۶۱۰ میلادی به بعد) برآمد تا رسمأ حکومت ایالتی- ولایتی مشروطه منطقه کرمانج را اعلام، و بدینسان نیروهای ملی و قومی را علیه روس‌ها که منطقه کرمانج را اشغال کرده بودند، بسیج نموده تا آنان را مجبور به ترک ایران کند. پس از بمباران حرم امام رضا (ع)، روس‌های تزاری که سردار ملی کرمانج را فردی با صلابت، پرقدرت و مخالف اهداف و امیال تجاوزکارانه خویش می‌دیدند در صدد دستگیری او برآمدند. ججوخان با همکاری ستون پنجم (طرفداران محمدعلی شاه که مخالف دمکراسی مشروطه بودند) یکبار دستگیر شد اما بواسطه اینکه او سرداری بسیار حرفه‌ای و چیره‌دست بود با مهارت و ظرافت خاصی از زندان روس‌ها گریخت.

مبارزه علیه روسها

ججوخان مبارزه علیه روس‌ها (عوامل خارجی ضد دمکراسی و آزادی در ایران مشروطه) و محمد علی شاه مخلوع که به سفارت روسیه پناه برده بود (عوامل داخلی ضد دمکراسی و آزادی ایران مشروطه) ادامه داد و به پاسگاه‌ها و پایگاه‌های آن‌ها در منطقه و نوار مرزی (شمال شرق ایران) حمله می‌کرد و افسران و سربازان روسی (سلاتهای روسی) متجاوز را به سزای اعمال خود می‌رساند، اسلحه و مهمات آنان را بین سواران خود و قشون کرمانج تقسیم می‌نمود تا که از خود دفاع کنند. روس‌ها رسمأ از حکومت وقت ایران خواستند که ججوخان، این رهبر همیشه قهرمان و جوانمرد رشید و نامی کرمانج، را دستگیر کند، ولی دولت گفته بود که او از طرفداران زیادی در منطقه برخوردار است و این کار از عهدهٔ ما ساخته نیست. پس از این جریان روس‌ها تمام نیروهای خود را علیه سردار ملی کرمانج، بسیج کرده و به تعقیب او فرستادند. این تعقیب‌ها مؤثر واقع نشد. ججوخان به عنوان رهبری نترس و یک چهرهٔ شناحته شدهٔ مشروطه خواه کرمانج، ملیت گرای کرمانج دوست و ایرانی روس ستیز (اشغال گر خارجی ضد دمکراسی مشروطه در ایران) محبوب مردم منطقه خود و طرفداران نظام مشروطه ایران بود ججوخان یاور ستمدیدگان و زحمتکشان کرمانج و مردم محروم ایران بود و سیستم دمکراسی مشروطه را به عنوان حکومتی غیر متمرکز مناسب ایران کثیرالمله می‌دانست که بواسطهٔ آن مطالبات و خواسته‌های بحق و قانونی مردم ایران برآورده می‌شد

مرگ

ججوخان با قوت گرفتن مخالفین آزادی و دمکراسی مشروطه در ایران، و با خیانت ستون پنجم ضد مشروطه که به یاری روس‌های اشغال گر شتافته بودند، در بهمن ماه ۱۲۹۰ خورشیدی (۱۹۱۱ میلادی) در کوهای پر از برف آخ مزار و اسپیان (شمال شرق قوچان)، با مظلومیت تمام، در کمال جانفشانی برای دستیابی به حقوق فرهنگی کرمانج، و احترام و حرمت گذاری به مردم و کشور خود به دست متجاوزین روس کشته شد، و جان خود را مظلومانه فدای آزادی و دمکراسی مشروطه برای ایران نمود.

ججوخان راه آزادگی و برابری ملی را با آگاهی، علاقه و شکوهمندی انتخاب کرد، و جان خود را فدای ارزش‌های مدرن اجتماعی و آزاد کردن خلق خود نمود. نام ججوخان به نیکی در تاریخ منطقهٔ کرمانج و ایران همچون خورشیدی تابناک تا ابد می‌درخشد. ججوخان می‌خواست که حقوق فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ملی، و … خلق کرمانج و در واقع احترام به برابری حقوقی برای همهٔ ایرانی ها را تحت لوای حکومت مشروطه  برآورده کند. ججوخان تلاش کرد تا که با فرهمندی و شایستگی والای خود، روی نحوهٔ زندگی خلق خود در راستای شکوفایی و ارتقاء زندگی آنان، و نجات آنان از بی عدالتی حاکمین مستبد، و بازیابی شأن و منزلت رفیع پاره ملیت کرمانج در منطقه شمال خراسان اثرگذار و کارساز باشد. اگرچه ججوخان با تلاش بی شائبه و خستگی ناپذیر خود به آمال و آرزوی خویش که همانا: آزادی، برابری، افتخار و احترام به هویت والای ملی کرمانج، شکوفائی و رفاه مردم آن دیار بود، دست نیافت، اما راه سربلندی، عزت و فرهمندی برای دست یابی به این مهم را برای نسل‌های بعد از خود هموار کرد و رهنمون شد. روح پاک ججوخان در آسمان منطقهٔ کرمانج شمال خراسان در پرواز و تکاپو است و با آوای بلند، و بانگ و ندای رسا، مشتاقانه در تقلا و کندوکاو است' ججوخان، اگرچه تو در میان ما نیستی اما خون پاک تو در رگ و پی جوانان کرمانج شمال خراسان جاری است. '

ترانه ججوخان

ایوانف مستشرق روس که اندکی پس از کشته شدن ججو به تحقیقات خود در مورد نژادشناسی خراسان ادامه داده و نوشته‌هایی از او در سال ۱۹۲۷ در مجلهٔ انگلیسی زبان بنگال به چاپ رسیده این اشعار را در مورد ججو از مردم خراسان شنیده و ضبط نموده‌است:

جه جو خانوا، جه جو خانا

jajo xano , jajo xana

الا ای ججوخان ای ججوخان

وه رگه ریاجوولگی خوپانا

wargariya jolgi xopana

که به سمت جلگه ویران شده سرازیر شدی

برینی وی پیروه ژانا

berin we pir we jane

و زخم‌هایت عمیق و پردرد است.

هه سپی جه جی هین جانی یه

haspi jaji hin jani ya

اسب ججوخان هنوز جوان و پرنفس است.

خورجینی وی ترمانی یه

xorjin we termani ya

خورجین آن ترکمنی است.

تفانگی وی ئالمانی یه

tefange we almani ya

و تفنگ او آلمانی است.

...

منابع

 مؤلف کتابخاوران گوهر ناشناخته ایراندر

 کتاب هه لو (عقاب)هاشم فرهادی

 روزنامه اعتماد، شماره 2179 به تاریخ 2/12/88، صفحه 12 (صفحه آخر)

 خاطرات اقابکوف - ترجمه ابوترابی صفحه 118

 ایوانف دانشمند و جامعه‌شناس معروف شوروی از نظر فرهنگی حق بزرگی بر کردهای خراسان دارد. او در تحقیقات خود تحت عنوان نژادشناسی خراسان علاوه بر ذکر شمه‌ای از تاریخ و جامعه‌شناسی و موقعیت کردها در خراسان، بسیاری از ترانه‌ها و آهنگ‌های کرمانجی را ثبت و ضبط نموده و از خطر نابودی نجات داده‌است.

حرکت تاریخی کرد به خراسان- کلیم‌الله توحدی جلد ۳ صفحهٔ ۳۸۲

کتاب هه لو (عقاب)هاشم فرهادی

کتاب تاریخ کرد در جغرافیای خراسان نوشته علیرضا سپاهی لایین

ایالات و طوایف درگز _ سید علی میرنیا صفحهٔ ۱۵۶

خاوران گوهر ناشناخته ایران_ابولفظل قاسمی صفحهٔ ۳۹۸

کتاب آبی _ تلگراف وقایع سال ۱۹۱۱صفحهٔ ۱۱۱

اترک نامه- رمضان علی شاکری- صفحهٔ ۱۱۳

مرزداران دامنه کیسمار- هاشم صادقی- صفحهٔ ۱۲۳

وقایع خاور ایران- سید علی میرنیا- صفحهٔ ۲۰۳

هفته‌نامه تعطیلاتنو مهرماه ۱۳۹۰ /شماره ۴۷ صفحهٔ ۱۵

کتاب فرج الله خان بیچرانلو,نویسنده هاشم فرهادی

منبع: ویکی پیدیا